( 1 )
ابراهيم پسر رسول خدا ( ص )
محمد بن عمر واقدى از عبد الحميد بن جعفر ، از پدرش نقل مىكرد كه مىگفته است * چون رسول خدا ( ص ) از حديبيّة در ذى قعدهء سال ششم هجرى مراجعت فرمود ، حاطب بن ابى بلتعه را پيش مقوقس قبطى فرمانرواى اسكندريه فرستاد و همراه او نامهيى برايش نوشته شد كه ضمن آن او را به اسلام دعوت فرمود ، چون مقوقس نامه را خواند پاسخى نيكو گفت و آن نامه سر به مهر بود . او نامه را در صندوقچهيى از عاج قرار داد و بر آن مهر زد و به يكى از كنيزان خود سپرد و براى پيامبر ( ص ) پاسخ نامه را نوشت . در عين حال كه مسلمان نشد ولى ماريه قبطيه و خواهرش سيرين و خر مخصوص خود را كه نامش يعفور و استر سپيد خود را كه نامش دلدل بود و در تمام عرب استرى به آن رنگ و خوبى نبود به عنوان هديه به حضور پيامبر ( ص ) فرستاد .
واقدى از قول ابو سعيد كه مردى دانشمند بود نقل مىكرد كه * ماريه از حفن و از منطقهء انصنا بود . [ 1 ]
واقدى از يعقوب بن محمد بن ابى صعصعة ، از عبد اللّه بن عبد الرحمن بن ابى صعصعة نقل مىكند * پيامبر ( ص ) ماريّهء قبطيه را دوست مىداشت كه زيبا و سپيد و داراى موهاى پيچيده بود . پيامبر او و خواهرش را در خانهء ام سليم دختر ملحان [ 2 ] منزل داد و پيش آن دو رفت و اسلام را بر آنها عرضه فرمود و هر دو مسلمان شدند . با ماريّه بر طبق حكم كنيز هم بستر شد و او را به منطقهء بالاى مدينه در مزرعهيى ( نخلستانى ) كه از اموال آن حضرت و اصلا از اموال بنى نضير بود منتقل فرمود . ماريه در تابستان و فصل خرما چيدن همان جا ساكن بود و پيامبر ( ص ) براى ديدنش به آن جا مىآمد . ماريه بسيار متدين بود . پيامبر ( ص ) خواهر ماريّه را به حسان بن ثابت شاعر بخشيد كه براى حسان پسرش عبد الرحمن را زاييد .
ماريّه هم براى رسول خدا پسركى آورد كه نامش را ابراهيم گذاردند و روز هفتم تولدش
هامش
[ 1 ] . حفن ، از دهكدههاى استان صعيد مصر است ، انصنا هم از شهرهاى قديمى ناحيه شرقى نيل است . رك : معجم البلدان ، ج 1 ، ص 353 . - م .
[ 2 ] . ام سليم دختر ملحان ، اين بانوى محترم مادر انس بن مالك است ، از اصحاب رسول خداست ، براى اطلاع بيشتر از شرح حال او مراجعه كنيد به ابن اثير ، اسد الغابة ، ج 5 ، ص 591 . - م .