( 1 ) ابراهيم پيش پدر و مادر رضاعى خود در قبيلهء بنى نجار بود و پيامبر ( ص ) آن جا مىآمد و گاهى خواب قيلولهء خود را آن جا مىخوابيد و ابراهيم را پيش ايشان مىآوردند .
عفان بن مسلم از سليمان بن مغيرة ، از ثابت بنانى [ 1 ] ، از انس بن مالك نقل مىكند كه مىگفته است * پيامبر ( ص ) فرمود : ديشب براى من پسرى متولد شد كه به نام پدرم ابراهيم او را نامگذارى كردم . گويد ، رسول خدا او را براى شير دادن به ام سيف سپرد كه زن آهنگرى به نام ابو سيف در مدينه بود . انس مىگويد ، روزى پيامبر ( ص ) به راه افتاد و من هم از پى ايشان رفتم و چون پيش ابو سيف رسيديم مشغول دميدن در كورهاش بود و تمام خانه را دود گرفته بود . من زودتر از پيامبر خود را به ابو سيف رساندم و گفتم دست نگهدار ، پيامبر مىآيد . و او دست نگهداشت و پيامبر ( ص ) كودك را خواست و در آغوش گرفت و سخنانى فرمود .
اسماعيل بن ابراهيم اسدى بن عليّة از ايوب ، از عمرو بن سعيد ، از انس بن مالك نقل مىكند كه مىگفته است * هيچ كس را به مهربانى پيامبر ( ص ) نسبت به زن و فرزند نديدهام ، ابراهيم در منطقهء بالاى مدينه در خانوادهيى دوران شيرخوارگى را مىگذارند . پيامبر ( ص ) پيش او مىرفت و ما نيز همراه آن حضرت مىرفتيم و آن خانواده آهنگر بودند و گاهى خانه پر از دود بود . پيامبر كودك را در آغوش مىگرفت و مىبوسيد .
واقدى مىگويد محمد بن عبد اللّه ، از زهرى ، از عروة ، از عايشه نقل مىكرد كه عايشه مىگفته است * چون ابراهيم متولد شد پيامبر ( ص ) او را پيش من آورد و فرمود : نگاه كن ببين چقدر شبيه من است . گفتم : شباهتى در او نمىبينم . پيامبر ( ص ) فرمود : مگر سپيدى و گوشت آلودى او را نمىبينى . گفتم : هر كودكى كه فقط شير زنان تازه زايمان كرده را بنوشد سپيد و فربه مىشود . ( شير ماده شتران تازه زاييده را بنوشد ) .
واقدى با سلسله سند ديگرى از محمد بن عبد اللّه ، از زهرى ، از عبد اللّه بن ابو بكر بن محمد بن عمرو بن حزم ، از عمره ، از عايشه ، از پيامبر ( ص ) نيز همين روايت را نقل مىكند با اين تفاوت كه پيامبر فرموده است * عايشه گفت : هر كودكى كه شير بز بياشامد ، چاق و سپيد مىشود .
محمد بن عمر واقدى مىگويد * پيامبر ( ص ) چند گوسپند و ماده شتر داشت و از
هامش
[ 1 ] . ثابت ابن اسلم بنانى ، كه در طبقات و هم در آثار واقدى از او زياد نام برده مىشود ، از زاهدان و مورد اعتماد بيشتر علماى حديث است ، براى اطلاع بيشتر ، رك : ميزان الاعتدال ، ج 1 ، ص 362 . - م .