تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 124

مساهمون:

ص١٢٤
( 1 ) پيامبر گوسپندى براى او عقيقه كرد و دستور فرمود موهاى سرش را تراشيدند و هم وزن آن نقره به بينوايان تقسيم فرمود و دستور داد موهاى او را دفن كردند . قابلهء ماريه ، سلمى كنيز آزاد كردهء رسول خدا بود و او پيش شوهر خود ابو رافع آمد و خبر داد كه ماريه پسرى زاييده است . و ابو رافع براى پيامبر ( ص ) مژدهء تولد ابراهيم را آورد و آن حضرت بنده‌يى به عنوان مژدگانى به او بخشيد . همسران پيامبر نسبت به ماريه رشك مىبردند و همين كه پيامبر از او داراى پسرى شد ، اين موضوع شدت يافت . واقدى از ابن ابى سبرة ، از اسحاق بن عبد اللّه ، از ابو جعفر - منظور حضرت امام محمد باقر است - نقل مىكرد كه مىگفته است * پيامبر ( ص ) به ماريه دستور داد حجاب داشته باشد و اين مسأله بر زنهاى پيامبر ( ص ) دشوار آمد و بر او رشك مىبردند البته نه آن اندازه كه نسبت به عايشه رشك مىبردند . واقدى مىگويد * ماريه ، ابراهيم را در ذى حجهء سال هشتم هجرت زاييد . واقدى از محمد بن عبد اللّه ، از زهرى ، از انس بن مالك نقل مىكند * چون ابراهيم متولد شد ، جبرئيل پيش رسول خدا آمد و گفت : سلام بر تو باد اى ابو ابراهيم . ابو معاويه محمد بن خازم نابينا از اسماعيل بن مسلم ، از يونس بن عبيد ، از انس بن مالك نقل مىكند كه مىگفته است * در شبى كه ابراهيم متولد شده بود پيامبر ( ص ) صبح كه پيش ما آمد فرمود : ديشب براى من پسركى متولد شده است و او را به نام پدرم ابراهيم نامگذارى كردم . شبابة بن سوّار از مبارك بن فضالة ، از حسن نقل مىكند كه * پيامبر فرمود : ديشب براى من پسرى متولد شد و او را به نام پدرم ابراهيم نامگذارى كردم . واقدى گويد ابو بكر بن ابى سبرة ، از حسين بن عبد اللّه بن عبيد اللّه بن عباس ، از عكرمة ، از ابن عباس نقل مىكند * چون ابراهيم متولد شد ، پيامبر ( ص ) فرمود : اين پسر مادرش را از بردگى آزاد كرد . واقدى از يعقوب بن محمد بن ابى صعصعة ، از عبد اللّه بن عبد الرحمن بن ابى صعصعة نقل مىكند كه مىگفته است * چون ابراهيم متولد شد زنان انصار در مورد اينكه كداميك او را شير دهند به رقابت پرداختند و پيامبر او را به ام بردة دختر منذر بن زيد بن لبيد بن خداش بن عامر بن غنم بن عدى بن نجار سپرد . شوهر ام برده ، براء بن اوس بن خالد بن جعد بن عوف بن مبذول بن عمرو بن غنم بن عدى بن نجار است . اين بانو ابراهيم را شير مىداد و