تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 120

مساهمون:

ص١٢٠
( 1 )

ازدواج پيامبر ( ص ) با خديجه دختر خويلد

محمد بن عمر بن واقد اسلمى از موسى بن شيبة ، از عميره دختر عبد اللّه بن كعب بن مالك ، از ام سعد دختر سعد بن ربيع ، از نفيسه دختر منيه نقل مىكند كه مىگفته است * خديجه دختر خويلد بن اسد بن عبد العزّى بن قصىّ ، بانويى خردمند و دورانديش و و الا گهر بود و خداوند متعال براى او خير و كرامت اراده فرموده بود . خديجه از لحاظ نسب و شرف و ثروت گزينه‌ترين زن قريش بود و تمام مردان قريش در آرزوى آن بودند كه اگر بتوانند با او ازدواج كنند و خواستگاريها كرده بودند و حاضر شده بودند مهريهء سنگين بپردازند . گويد ، [ نفيسه دختر منيه ] خديجه پس از بازگشت پيامبر ( ص ) با كاروان از شام مرا به عنوان خبرگيرى پيش او فرستاد . من گفتم : اى محمد چه چيز مانع آن است كه ازدواج كنى ؟ فرمود : چيزى ندارم كه ازدواج كنم . گفتم : اگر از لحاظ مالى مسأله‌اى نباشد و از تو دعوت شود كه با كسى كه داراى زيبايى و مال و شرف و كفايت است و هم شأن تو است ازدواج كنى مىپذيرى ؟ فرمود : او چه كسى است ؟ گفتم : خديجه . فرمود : چگونه براى من ممكن است ؟ گفتم : بر عهدهء من . فرمود : باشد من آماده‌ام . نفيسه گويد : من پيش خديجه برگشتم و به او خبر دادم . او به پيامبر پيغام داد كه فلان هنگام پيش من بيا و عمويش عمرو بن اسد را هم دعوت كرد تا او را به عقد پيامبر در آورد . عمويش آمد و پيامبر ( ص ) هم همراه عموهايش آمد و يكى از ايشان از خديجه خواستگارى كرد و او را به همسرى پيامبر ( ص ) در آورد . عمرو بن اسد گفت : اين ازدواج بس فرخنده است كه هرگز سست نمىشود . پيامبر ( ص ) هنگام ازدواج با خديجه بيست و پنج سال داشت و خديجه چهل سال داشت كه او متولد پانزده سال پيش از سال فيل است . از محمد بن عمر واقدى از محمد بن عبد اللّه بن مسلم ، از پدرش ، از محمد بن جبير بن مطعم ، و از ابن ابى زناد ، از هشام بن عروة ، از پدرش ، از عايشه ، و از ابن ابى حبيبه ، از داود بن حصين ، از عكرمة ، از ابن عباس نقل شده است كه همگى گفته‌اند * عموى خديجه عمرو بن اسد او را به ازدواج رسول خدا ( ص ) در آورد كه پدرش خويلد پيش از جنگ فجار در گذشته بود . هشام بن محمد بن سائب كلبى از قول پدرش ، از ابو صالح ، از ابن عباس نقل مىكند