مراجعه به فرهنگهاى نفيسى و آنندراج نقل كرده است . « 1 » مرحوم دكتر محمد معين ، در فرهنگ فارسى براى شمايل اين معانى را آورده است : « طبعها ، خويها ، صورت ، چهره ، تصوير بزرگان دينى ، شكل ، شاخه درخت ، شاخهء نورسته . » تركيبهاى شمايلساز ، شمايلسازى ، شمايلگردان را هم آورده است . « 2 »
آنچه درخور دقت است ، اين است كه از سخن ابن دريد ، درگذشته به سال 321 هجرى چنين استنباط مىشود ، كه در آن روزگار هم اين كلمه بيشتر به معناى عكس و تصوير به كار مىرفته است ، ابن دريد چنين نوشته است :
« و ليس الشمائل عند العرب كما تذهب اليه العامّه ، الشمائل : الخلايق و احدها شمال ، قال الشاعر صخر بن عمرو بن الشريد السلمى : و ان ليس اهداء الخنى من شماليا . »
كلمه شمائل ميان عرب بدان معنى كه عوام مردم معنى مىكنند نيست . شمائل به معنى خويها و مفرد آن شمال است . صخر بن عمرو بن شريد سلمى « 3 » شاعر گفته است : هديه دادن ، درماندگى و بدبختى از خويهاى من نيست . » « 4 »
در ادب فارسى ، چه در نثر و چه در نظم ، به هر دو معنى به كار رفته است ، ولى چنين به نظر مىرسد كه استعمال آن به معنى شكل و صورت و زيبايى ظاهرى بيشتر است ، و اينك نمونههايى از آن با استفاده از لغتنامه مرحوم دهخدا ، عرضه مىشود . در شواهد زير بيشتر معناى پسنديدگى سرشت و نيكويى آمده است .
تويى ظلّ خدا و نور خالص * به گيتى كس شنيدست اين شمائل ؟
( منوچهرى )
خجسته نايب صدر الخلافه عين الدين * كه از شمائلش آبستن است باد شمال
( خاقانى )
هامش
( 1 ) . على اكبر دهخدا ، لغتنامه ، ج شين ، ص 2074 .
( 2 ) . محمد معين ، فرهنگ فارسى ، تهران ، امير كبير ، 1357 ش ، ص 2074 .
( 3 ) . از اشراف و شعراى بنى سليم كه حدود بعثت پيامبر ( ص ) درگذشته است . به الاعلام زركلى ، جلد 3 ، صفحه 288 و الشعر و الشعراء ابن قتيبه چاپ بيروت 1969 ميلادى ، صفحه 260 ، مراجعه فرماييد .
( 4 ) . ابن دريد ، جمهرة اللغة ، بغداد ، افست از چاپ 1345 ق ، حيدرآباد دكن ، ج 2 ، ص 192 .