- 2 -
( 1 ) محمد بن بشّار ، از عبد الرحمن بن مهدى ، از سفيان ثورى ، از عبد الملك بن عمير ، از ابو سلمة ، از ابو هريره براى ما نقل كرد كه پيامبر صلى اللّه عليه و سلم فرموده است : راستترين سخنى كه شاعر گفته است ، اين سخن لبيد « 1 » است كه گفته است « هان ! كه هر چيزى غير از خداوند باطل است » . و نزديك بود امية بن صلت « 2 » مسلمان شود . « 3 »
- 3 -
( 2 ) محمد بن مثنى ، از محمد بن جعفر ، از شعبة ، از اسود بن قيس ، از جندب بن سفيان بجلى « 4 » براى ما نقل كرد كه مىگفته است : سنگى به انگشت پيامبر صلى اللّه عليه و سلم برخورد و انگشت ايشان خونى شد و چنين فرمود :
« هل انت الا اصبع و دميت * و فى سبيل الله ما لقيت »
« مگر تو فقط انگشتى نيستى كه زخمى و خونآلود شدهاى آنچه را بر سرت آمد در راه خدا حساب كن . » « 5 »
- 4 -
( 3 ) محمد بن بشّار ، از يحيى بن سعيد ، از سفيان ثورى ، از ابو اسحاق ، از قول براء بن عازب براى ما چنين نقل كرد كه مردى به براء گفته است : اى ابو عماره آيا از محضر رسول خدا در جنگ حنين گريختيد ؟ گفته است : نه و به خدا سوگند كه پيامبر پشت به
هامش
( 1 ) . لبيد بن ربيعة عامرى كه كنيهاش ابو عقيل است ، از شاعران بزرگ دوره جاهلى است كه با قوم خود به حضور پيامبر ( ص ) آمد و مسلمان شد و پس از آن كمتر شعر سرود و در كوفه به روزگار حكومت عثمان يا به روزگار حكومت معاويه درگذشت . به الشعر و الشعراء ، ابن قتيبه ، بيروت ، 1969 ميلادى ، صفحات 204 / 194 مراجعه فرماييد .
( 2 ) . اميّة بن صلت ، خود و پدرش از شاعران بزرگ يك قرن پيش از هجرتاند . اميه با آنكه از مژدهدهندگان به ظهور حضرت ختمى مرتبت ( ص ) بود ، ولى پس از بعثت آن حضرت ايمان نياورد و مسلمان نشد . براى اطلاع بيشتر از شرح حال او و منابعى كه شرح حال او اشعار او را آوردهاند به الشعر و الشعراء ، صفحات 372 / 369 مراجعه فرماييد .
( 3 ) . اين حديث را بخارى و مسلم هم آوردهاند . به اللؤلؤ و المرجان فيما اتفق عليه الشيخان ، استاد محمد فؤاد عبد الباقى ، مصر ، بدون تاريخ ، جلد سوم ، صفحهء 78 و به الاستيعاب ابن عبد البر و شماره 7541 الاصابة ابن حجر مراجعه فرماييد .
( 4 ) . جندب بن عبد الله بن سفيان بجلى ، مدت كمى افتخار مصاحبت رسول خدا ( ص ) را داشته است و سپس به كوفه و بصره منتقل شده است . به اسد الغابة ، ابن اثير ، جلد اول ، صفحهء 304 مراجعه فرماييد .
( 5 ) . اين حديث را بخارى در كتاب الادب صحيح ، چاپ اميريه ، جلد هشتم ، صفحهء 35 آورده است .