صحرا مىآورد و هرگاه مىخواست برگردد پيامبر صلى اللّه عليه و سلم هدايايى به او عنايت مىفرمود و مىگفت : زاهر باديهنشين ماست و ما شهرنشين اوييم . پيامبر صلى اللّه عليه و سلم او را دوست مىداشت ، و زاهر مردى بىبهره از زيبايى بود . روزى پيامبر صلى اللّه عليه و سلم در حالى كه زاهر سرگرم فروش كالاى خود بود ، او را از پشت سر در آغوش گرفت و دستهاى خود را روى چشمهاى او نهاد . زاهر كه جايى را نمىديد گفت : كه هستى ؟ رهايم كن و چون برگشت و با گوشه چشم پيامبر صلى اللّه عليه و سلم را شناخت . ديگر جنب و جوشى نكرد و همچنان پشت خود را به سينه پيامبر صلى اللّه عليه و سلم چسبيده نهاد . پيامبر صلى اللّه عليه و سلم فرمود : چه كسى اين بنده را مىخرد - يعنى اين بنده خدا را - زاهر گفت اى رسول خدا ! در آن صورت به خدا سوگند مرا كم ارزش خواهى يافت . پيامبر صلى اللّه عليه و سلم فرمود : اما تو در پيشگاه خداوند كم ارزش نيستى ، يا فرمود : گران بهايى ، و اين شك در متن گفتار رسول خدا صلى اللّه عليه و سلم از راوى است .
- 6 -
( 1 ) عبد بن حميد ، از مصعب بن مقدام ، از مبارك بن فضالة « 1 » ، از حسن بصرى براى ما نقل كرد كه مىگفته است : پير زنى به حضور رسول خدا صلى اللّه عليه و سلم آمد « 2 » و گفت : اى رسول خدا ! از خداوند بخواه كه مرا وارد بهشت فرمايد . فرمود : پير زنان به بهشت وارد نمىشوند . آن زن گريهكنان برگشت . پيامبر فرمود : به او خبر دهيد كه او در حال پيرى وارد بهشت نمىشود كه خداوند فرموده است : « ما آنان را آفريديم ، آفريدنى و آنان را دوشيزگان قرار داديم » « 3 »
هامش
در اسد الغابة ، جلد دوم ، صفحهء 193 آوردهاند ، و در آن يكى دو كلمه اختلاف لفظى ديده مىشود . ابن شهر آشوب سروى هم در مناقب ، چاپ قم ، بدون تاريخ ، جلد اول ، صفحهء 148 خلاصه آن را نقل كرده است كه از همين مأخذ در بحار الانوار ، چاپ جديد ، جلد شانزدهم ، صفحهء 294 نيز آمده است .
( 1 ) . مبارك بن فضاله بصرى ، از وابستگان و آزادكردگان خاندان خطاب و از پارسايان است او درگذشته به سال 165 هجرى است كه سال 164 و 166 هم گفتهاند . به شماره 7048 ميزان الاعتدال مراجعه فرماييد .
( 2 ) . برخى گفتهاند آن بانو ، صفيه عمه رسول خدا ( ص ) و مادر زبير بوده است و ظاهرا نمىتواند صحيح باشد .
( 3 ) . آيات 35 و 36 سوره واقعه . اين حديث را مرحوم مجلسى به نقل از مناقب ابن شهر آشوب در بحار الانوار ، چاپ جديد ، جلد شانزدهم ، صفحهء 295 آورده و گفته است آن پيرزن از انصار بوده است .