است . « 1 »
- 3 -
( 1 ) عباس بن محمد دورى ، از على بن حسن بن شقيق « 2 » ، از عبد الله بن مبارك از اسامة بن زيد ، از سعيد مقبرى ، از ابو هريره براى ما نقل كرد كه مىگفته است : به پيامبر صلى اللّه عليه و سلم گفتند چگونه است كه گاهى با ما شوخى مىكنى ؟ فرمود : من چيزى جز حق نمىگويم . « 3 »
- 4 -
( 2 ) قتيبة بن سعيد ، از خالد بن عبد الله « 4 » از حميد ، از انس بن مالك براى ما نقل مىكرد كه مردى - گفتهاند كم عقل بوده است - از پيامبر صلى اللّه عليه و سلم خواست مركوبى به او ببخشد .
فرمود : من ترا بر كره ناقهاى سوار خواهم كرد . او گفت : اى رسول خدا من با كره شتر چه كنم ؟ فرمود مگر شتران بزرگ را ناقهها نمىزايند . « 5 »
- 5 -
( 3 ) اسحاق بن منصور ، از عبد الرزاق ، از معمر ، از ثابت ، از انس بن مالك براى ما نقل كرد كه مىگفته است : مردى باديهنشين كه نامش زاهر « 6 » بود ، براى پيامبر صلى اللّه عليه و سلم هدايايى از
هامش
( 1 ) . اين حديث را ترمذى با دو سلسله سند در الجامع ، چاپ مصر ، جلد چهارم ، صفحهء 357 نقل كرده است . بيهقى هم در دلائل النبوة ، چاپ عبد الرحمن محمد عثمان ، مدينه ، جلد اول ، صفحهء 234 از قول همين ابو التياح آورده و گفته است مسلم هم در صحيح خود آن را از شيبان بن فرّوخ نقل كرده است .
( 2 ) . على بن حسن مروزى ، از حافظان آثار ابن مبارك بوده و به سال 215 هجرى درگذشته است . همه مؤلفان صحاح از او روايت كردهاند .
( 3 ) . اين حديث را هم ترمذى در الجامع خود به شماره 1990 ، جلد چهارم ، صفحهء 357 نقل كرده و گفته است حديثى صحيح و حسن است .
( 4 ) . خالد بن عبد الله واسطى مدنى ، درگذشته به سال 179 هجرى ، كه اقوال ديگرى هم در تاريخ مرگش گفته شده است ، از راويان پارسايى است كه هر شش مؤلف صحاح ، روايات او را نقل كردهاند .
( 5 ) . اين حديث را ابو داود در سنن ، چاپ مصر ، به شماره 4998 ، در جلد چهارم ، صفحهء 300 و ترمذى در الجامع ذيل شماره 1991 ، در جلد چهارم ، صفحهء 357 و ابن شهر آشوب در مناقب و مرحوم علامه مجلسى به نقل از آن در بحار الانوار ، جلد شانزدهم ، صفحهء 294 آوردهاند .
( 6 ) . زاهر بن حرام اشجعى ، از باديهنشينانى است كه در جنگ بدر در التزام ركاب رسول خدا ( ص ) شركت كرده است .
او پس از رحلت رسول خدا ( ص ) به كوفه كوچ كرده است . اين حديث را ابن عبد البر در الاستيعاب در حاشيه جلد اول ، صفحهء 575 الاصابة و ابن حجر عسقلانى در همان جلد الاصابة ذيل شماره 2777 صفحهء 542 و ابن اثير