تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الشمائل المحمدية ( شمائل النبي ) ( فارسي ) — صفحة 139

مساهمون:

ص١٣٩

- 8 -

( 1 ) قتيبة بن سعيد ، از ابو الأحوص ، از ابو اسحاق ، از على بن ربيعة « 1 » براى ما نقل كرد كه مىگفته است : در حضور على ( ع ) بودم مركبى آوردند تا سوار شود . همين‌كه پاى در ركاب نهاد بسم الله گفت . و چون بر پشت مركوب قرار گرفت الحمد للّه گفت و سپس چنين گفت « منزه است آنكه اين را براى ما رام ساخت و ما را ياراى آن نيست و به تحقيق كه ما هم به سوى پروردگار خويش بازگردندگانيم » . « 2 » آنگاه سه بار الحمد للّه و سه بار الله اكبر گفت و سپس عرضه داشت : بار خدايا پاك و منزهى ، من بر خويشتن ستم كردم ، مرا بيامرز كه گناهان را كسى جز تو نمىآمرزد . آنگاه لبخند زد . من گفتم : اى امير المؤمنين ! از چه خنديدى ؟ فرمود : من ديدم رسول خدا صلى اللّه عليه و سلم چنين فرمود : و از آن حضرت پرسيدم اى رسول خدا ! چرا لبخند زدى ؟ فرمود چون بنده مىگويد ، خدايا گناهان مرا بيامرز ، پروردگار خشنود مىشود از اينكه بنده‌اش مىداند كه كسى جز او گناهان را نمىآمرزد . « 3 »

- 9 -

( 2 ) محمد بن بشّار ، از محمد بن عبد الله انصارى ، از ابن عون « 4 » ، از محمد بن محمد بن اسود ، از عامر « 5 » بن سعد بن ابى وقاص براى ما نقل كرد كه مىگفته است سعد بن ابى وقاص مىگفته است : من به روز جنگ خندق - احزاب - پيامبر صلى اللّه عليه و سلم را ديدم چنان لبخند زد كه دندانهايش نمودار شد . گفتم : چگونه بود ؟ گفت : مردى - از دشمن - سپرى همراه داشت
هامش
( 1 ) . على بن ربيعه اسدى ، از راويان قرن اول كه مورد اعتماد هر دو گروه و از پارسايان و ياران امير المؤمنين على عليه السلام است . به رجال شيخ طوسى صفحهء 47 و مجمع الرجال قهپايى ، جلد چهارم ، صفحهء 194 و جامع الرواة اردبيلى ، صفحهء 579 مراجعه فرماييد . ( 2 ) . بخشى از آيه 13 و آيه 14 سوره زخرف است . ( 3 ) . بخشى از اين حديث را نصر بن مزاحم در وقعة صفين ، چاپ عبد السلام محمد هارون ، صفحهء 131 از قول حارث بن كعب والبى آورده است . ابن ابى الحديد هم ضمن شرح خطبه 46 در شرح نهج البلاغه ، چاپ محمد ابو الفضل ابراهيم ، مصر ، جلد سوم ، صفحهء 166 از قول نصر بن مزاحم آورده است . به جلوه تاريخ در شرح نهج البلاغه تهران ، نشر نى ، 1368 ش ، جلد دوّم ، صفحهء 71 و هم به تفسير ابو الفتوح ، رازى چاپ مرحوم شعرانى ، جلد دهم ، صفحهء 78 مراجعه فرماييد كه از قول امير المؤمنين عليه السلام بخشى از اين حديث را نقل كرده است . ( 4 ) . ابن عون يعنى عبد الله بن عون بن ارطاة بصرى كه از راويان و پارسايان به نام قرن دوم هجرى و درگذشته به سال 151 هجرى است . همه مؤلفان صحاح از او روايت كرده‌اند . ( 5 ) . عامر ، از پدرش سعد بن ابى وقاص و از عثمان و ديگران حديث شنيده است و زهرى و ديگران از او حديث شنيده‌اند . عامر درگذشته به سال 104 هجرى و در زمره تابعان است .