تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشريعة ( فارسي ) — صفحة 92

مساهمون:

ص٩٢
( 1 ) درب را بگشايند ، گفته شد كيست ؟ جبرئيل گفت منم ، گفته شد همراهت كيست ؟ گفت محمد ( ص ) گفته شد آيا پيامبر است و پى او فرستاده‌اند ؟ گفت آرى ، آسمان را گشودند و گفتند درود بر او ، و بهترين كسى است كه آمده است ، در اين هنگام آدم ( ع ) پيش من آمد ، از جبرئيل پرسيدم اين كيست ؟ گفت پدرت آدم . بر او سلام دادم گفت آفرين و خوشامد باد بر پسر نيكوكار و پيامبر صالح ، آنگاه به آسمان دوّم رسيديم و جبرئيل همچنان تقاضا نمود كه در بگشايند و همان سؤالات تكرار شد و گشوده گرديد و خوشامد گفتند به دو پسر خاله يحيى و عيسى گذشتم و به آن دو سلام دادم گفتند درود بر برادر نيكوكار و پيامبر نيكوكار ، به همان طريق به آسمان سوم رسيديم و به يوسف ( ع ) گذشتم ، و از جبرئيل پرسيدم اين كيست ؟ گفت برادرت يوسف ، به او سلام دادم و پاسخ داد كه سلام بر برادر و پيامبر نيكوكار ، سپس به آسمان چهارم رسيديم و پس از همان سؤال و جواب درب را گشودند و خوشامد گفتند و به ادريس ( ع ) گذشتم و از جبرئيل پرسيدم كيست ؟ گفت برادرت ادريس به او اسلام دادم ، پاسخ داد كه سلام بر برادر و پيامبر نيكوكار ، مىگويد قتاده كه از راويان اين حديث است در اين جا اين آيه را كه دربارهء ادريس است
وَ رَفَعْناهُ مَكاناً عَلِيًّا
( بالا برديم او را به جائى بلند ) آيهء 58 سورهء 19 خواند . سپس به آسمان پنجم رسيديم و پس از اجازهء ورود و خوشامد گفتن به هارون ( ع ) رسيدم و از جبرئيل پرسيدم كيست ؟ گفت برادرت هارون به او سلام دادم و پاسخ داد كه سلام بر برادر نيكوكار و پيامبر صالح ، و به راه افتاديم تا به آسمان ششم رسيديم و در آنجا موسى ( ص ) را ديدم جبرئيل او را معرفى كرد سلام دادم همچنان پاسخم را داد و چون از او گذشتم گريست ، ندايى آمد كه چه چيز ترا بگريه انداخته است ، گفت پروردگارا اين پيامبر را پس از من مبعوث كرده‌اى و از امّت او بيشتر از امت من وارد بهشت مىشوند . آنگاه به آسمان هفتم رسيديم و جبرئيل همچنان اجازه خواست و پس از همان پرس و جو و خوشامد وارد شديم و به ابراهيم ( ع ) گذشتم از جبرئيل پرسيديم