تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشريعة ( فارسي ) — صفحة 95

مساهمون:

ص٩٥
( 1 ) رسيدم او پرسيد پروردگارت بر امت تو چه چيز را واجب كرد ؟ گفتم پنجاه نماز ، موسى گفت باز گرد و از حقّ تعالى تخفيف بخواه زيرا امت تو طاقت آن را ندارد ، من به پيشگاه الهى برگشتم و بخشى از آن را برداشت باز چون پيش موسى ( ع ) آمدم گفت برگرد و تخفيف بگير زيرا پيروان تو طاقت اين را ندارند برگشتم ، حق فرمود پنج نماز است كه همچون پنجاه خواهد بود و در گفتار الهى تغيير و تبديلى نيست ، موسى ( ع ) باز هم گفت برگرد گفتم من از خداى خود شرم مىدارم . سپس مرا به سدرة المنتهى بردند كه فرشهاى رنگارنگ گسترده بود كه نفهميدم چگونه است و آنگاه وارد بهشت شدم كه در آن منابرى از مرواريد گذاشته بودند و خاك آن مشك بود . اين حديث را بخارى و مسلم هر دو نقل كرده‌اند . نظير همين روايت با اختلاف و كم و بيشى اندك بوسيلهء ثابت بنانى از انس بن مالك روايت شده است كه از ترجمهء آن بواسطهء تكرار خوددارى شد و به ذكر يكى دو نكته از آن اكتفا مىشود . نخست اينكه در اين حديث آمده است كه هر يك از انبياء را كه ملاقات كردم براى من دعاى خير مىكردند . دوّم اينكه از الطاف خاصهء الهى به امت محمدى ( ص ) اين است كه فرمود هر كس نيت و همت به كار نيك داشته باشد اگر انجام هم ندهد برايش يك حسنه منظور ميدارم و اگر انجام دهد ده حسنه ، و اگر نيت كار زشت كند و انجام ندهد گناهى برايش منظور نميدارم و اگر هم انجام دهد يك گناه بيشتر برايش نمىنويسند . بيهقى مىگويد : اين مطلب را كه عايشه و ابن مسعود و ابو هريره حمل بر رؤيت پيامبر ( ص ) جبرئيل را نموده‌اند صحيح تر است و مسروق هم از عايشه روايت مىكند كه در تفسير آيات
وَ لَقَدْ رَآهُ بِالْأُفُقِ الْمُبِينِ
و
وَ لَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخْرى
مىگفت من نخستين نفر بودم كه در اين مورد از پيامبر پرسيدم و فرمود كه من جبرئيل را فقط دو مرتبه در صورت اصلى خودش ديدم ، و ما اين موضوع را بطور مفصل در كتاب الاسماء و الصفات و در كتاب رؤيت آورده‌ايم . در روايتى كه ثابت بنانى از انس بن مالك نقل نموده است ، معراج
دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشريعة ( فارسي ) — صفحة 95 | محمود مهدوى دامغانى / أحمد بن الحسين البيهقي