تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشريعة ( فارسي ) — صفحة 94

مساهمون:

ص٩٤
( 1 ) امّا روايتى كه انس بن مالك از قول ابو ذر نقل مىكند چنين است « پيامبر مىفرمود ، در مكه سقف خانه‌ام شكافته شد و جبرئيل فرود آمد ، سينه‌ام را شكافت و آن را با آب زمزم شست و طشتى زرين كه از ايمان و حكمت انباشته بود آورد و آن را در سينه‌ام خالى كرد و سپس آن را بست و دستم را گرفت و مرا به آسمان برد ، چون به آسمان دنيا رسيديم ، جبرئيل به خازن آن گفت در را بگشاى ، گفت كيستى ؟ گفتى جبرئيلم ، گفت آيا كسى همراه تست ؟ گفتى آرى محمد ( ص ) همراه منست ، گفت پى او فرستاده‌اند ؟ جبرئيل گفت آرى ، در را گشود ، و چون در آسمان دنيا بالا رفتيم مردى را ديدم كه سمت راست و چپ او انبوه ذرات سياهى است و چون به سمت راست خود مىنگرد مىخندد و چون به سمت چپ مىنگرد مىگريد او به من خوشامد گفت و از من به فرزند صالح و پيامبر صالح تعبير كرد ، من از جبرئيل پرسيدم اين كيست ؟ گفت آدم عليه السلام است و اين ذرات سياه نمودار فرزندان اوست ، آنها كه سمت راست هستند اهل بهشت و آنها كه سمت چپ هستند اهل جهنمند بدين جهت است كه چون به طرف راست نگاه مىكند مىخندد و هنگامى كه به طرف چپ نگاه مىكند مىگريد . آنگاه جبرئيل مرا بالا برد تا به آسمان دوّم و به نگهبان آن هم همان مطلب را گفت كه به اوّلى و آسمان دوم گشوده شد ، انس مىگويد ابو ذر مىگفت كه پيامبر مىفرمود در آسمان ها آدم و ادريس و عيسى و موسى و ابراهيم عليهم السلام را ديده است و منازل آنها را بيان نفرمود بجز اينكه آدم را در آسمان دنيا و ابراهيم را در آسمان ششم مشاهده فرموده است و چون از كنار ادريس و موسى و عيسى گذشته است گفته‌اند مرحبا به برادر و پيامبر صالح و ابراهيم ( ع ) گفته است مرحبا به فرزند نيكوكار و پيامبر صالح . ابن شهاب ضمن اين روايت از قول ابن عباس و ابو حيه انصارى نقل مىكند كه پيامبر فرمود جبرئيل همچنان مرا بالا برد تا به جايگاه هموارى رسيدم كه صداى نگارش و حركت قلم ها را مىشنيدم . ابن حزم و انس بن مالك در اين جا افزوده‌اند كه پيامبر فرمود خداوند متعال پنجاه نماز در شبانه روز بر امت من واجب فرمود و بر گشتم تا به موسى ( ع )