تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشريعة ( فارسي ) — صفحة 346

مساهمون:

ص٣٤٦
( 1 ) گفت اى معاويه در مجلس تو به پيامبر ( ص ) نسبت غدر داده مىشود ؟ ! و آن را انكار نمىكنى ! به خدا سوگند از اين پس سقف خانه‌اى بر من و تو سايه نمىافكند مگر اينكه آزادم بگذارى كه اين را بكشم . احمد گويد ( بيهقى ) ، آنچه كه در گذشته راجع به غدر و مكر ابن اشرف گفتيم و آنچه كه بعد خواهيم گفت از نقض عهد و هجو او از پيامبر و مسلمانان و دشمنى كعب نسبت به ايشان و تحريض او قريش را عليه مسلمانان ، گفتهء اين گوينده ( ابن يامين ) را ردّ مىكند و سوء نظر و زشتى گفتارش را روشن مىنمايد . بعلاوه كعب بن اشرف بواسطهء پيمان شكنى و كفر مستحق اين بوده است كه كشته شود . ابن عباس گويد ، حيى بن اخطب و كعب بن اشرف به مكه پيش قريش رفتند و با آنها دربارهء جنگ با پيامبر پيمان بستند . كفار مكه به آنها گفتند شما اهل علم قديم و اهل كتابيد . از ما و محمد ( ص ) خبر دهيد كه كدام بهتريم ؟ گفتند شما چه مىكنيد و محمد ( ص ) چه مىكند ؟ گفتند ما شتران پروار مىكشيم و با آب به ميهمانان شير مىآشامانيم و حاجيان را آب مىدهيم و اسيران را از بند رها مىكنيم و صله رحم بجا مىآوريم . گفتند محمد ( ص ) چه مىكند ؟ گفتند او از دين برگشته‌اى است كه رحم را بريده است و دزدانى كه حاجيان را مىزدند و از قبيلهء بنو غفارند از او پيروزى نموده‌اند . حيى بن اخطب و كعب گفتند شما از آن بهتريد و آيين شما بهترست و خداوند اين آيه را نازل فرمود .
أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُوا نَصِيباً مِنَ الْكِتابِ يُؤْمِنُونَ بِالْجِبْتِ وَ الطَّاغُوتِ . . .
« آيا نمىبينى آنان را كه از كتاب نصيبى داده شده‌اند به جبت و طاغوت ايمان مىآوردند » آيهء 51 سورهء 4 . سفيان در توجيه و تفسير گفتار كافران مىگويد قبيلهء غفار در جاهليت اهل دزدى بودند . جابر بن عبد الله مىگويد « چون كار پيامبر ( ص ) بالا گرفت ،