( 1 ) گفتند ، به خدا از اين جا نمىرويم و اگر با ما جنگ كنى ما هم جنگ خواهيم كرد .
پيامبر ( ص ) در اجراى فرمان خداوند به اصحاب خود دستور داد تا سلاح پوشيدند و آهنگ ايشان كرد . جهودان در خانهها و حصارهاى خود متحصن شدند و چون پيامبر به كوچهها و حصارهاى ايشان رسيد ، خوش نداشت كه به آنها فرصت و امكان جنگ كردن در خانهها و حصارهايشان را بدهد . و خداى عز و جل آن حضرت را حفظ فرمود و به راه راست و صواب رهنمونش ساخت پيامبر دستور داد تا خانههاى آن ها را يكى پس از ديگرى ويران نمايند و درختان خرما را قطع كنند و آتش بزنند و خداوند دست ايشان و منافقان را كوتاه فرمود و منافقان آنها را يارى ندادند ، و خداى در دل جهودان و منافقان بيم افكند .
هر چه پيامبر از ويران كردن خانهاى خلاص مىشد ترس بيشترى بر دلهاى ايشان مىافتاد چنان كه خودشان هم خانههايى را كه در آن بودند از پشت خراب مىكردند و نتوانستند كه به پيامبر و يارانش حمله برند ، يهوديان كه نزديك به خراب كردن آخرين خانههاى خود بودند همچنان در انتظار يارى كردن منافقان بسر مىبردند و مترصد انجام وعدههاى ايشان بودند .
و چون نوميد شدند از پيامبر خواستند كه همان تصميم قبلى دربارهشان اجرا گردد .
پيامبر ( ص ) چنين حكم فرمود كه آنها را تبعيد كنند ، و فقط اجازه داشته باشند كه از اموال خود غير از ابزار و وسايل جنگى فقط به ميزان باريك شتر ببرند .
جهودان پراكنده شدند از هر سوى رفتند .
بنو ابى الحقيق هم در حالى كه مقدار زيادى ظروف نقره با خود برداشته بودند رفتند ، و پيامبر و اصحاب با آنكه هنگام خروج ايشان متوجه ظرفها شدند اغماض كردند .
حيى بن اخطب هم به مكه رفت و به آنجا كه رسيد شروع به بر آغاليدن قريش به پيامبر ( ص ) كرد از ايشان يارى خواست .
و خداوند متعال براى پيامبر قصد منافقان و قرار ايشان با يهوديان را روشن
دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشريعة ( فارسي ) — صفحة 337
مساهمون: محمود مهدوى دامغانى
ص٣٣٧