( 1 ) مژده مىدهم كه يكى از جاسوسان من از سرزمين شما آمده و خبر آورده است كه خداوند متعال پيامبر را يارى داده و نصرت بخشيده است . و دشمن او را نابود ساخته است .
فلان و فلان كشته و فلان و فلان اسير شدهاند ، دو سپاه در صحرايى كه پر از درخت اراك است و به بدر موسوم است برخورد نمودهاند .
گويى هم اكنون آن صحرا پيش چشم من است و روزگارى را به ياد مىآورم كه براى ارباب خودم كه از بنى ضمره بود در آنجا چوپانى مىكردم .
جعفر از نجاشى پرسيد چرا روى خاك نشستهاى و جامهء ژنده پوشيدهاى و برايت فرش نگستردهاند ؟ گفت ما در كتابهايى كه از عيسى ( ع ) رسيده است چنين يافتهايم كه يكى از حقوق الهى بر بندگان اين است كه چون خداوند نعمتى به آنان مىدهد ايشان بايد فروتنى و تواضع نمايند . و چون خداوند متعال پيامبر خود را يارى داده است لازم بود كه من چنين تواضعى انجام دهم
.
دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشريعة ( فارسي ) — صفحة 299
مساهمون: محمود مهدوى دامغانى
ص٢٩٩