( 1 ) مىگوئيد ؟
عبد الله بن رواحه گفت اى رسول خدا در صحرايى هستى كه هيمه و هيزم بسيارى دارد ، آتشى بر فروز و همه را در آتش افكن .
عباس به عبد الله بن رواحه گفت خدا پيوند خويشاونديت را قطع فرمايد .
عمر گفت اى رسول خدا بزرگان و سرانى كه ميان اسيران هستند همواره ترا تكذيب كرده و با تو جنگ كردهاند ، بنابر اين گردن آنها را بزن .
ابو بكر گفت اينها قوم و عشيرهء تو هستند . پيامبر ( ص ) براى انجام كارهايى رفت ، و گروهى مىگفتند پيشنهاد صحيح همان پيشنهاد عمر است .
پيامبر ( ص ) آمد و دوباره فرمود دربارهء عقايدى كه اظهار شد چه مىگوئيد ؟ گفتار اين ها شبيه گفتار پيامبران گذشته است ، چه نوح ( ع ) به خدا عرض كرد
رَبِّ لا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْكافِرِينَ دَيَّاراً
.
« پروردگارا وامگذار بر روى زمين از كافران هيچكس را » آيهء 26 سورهء 71 .
و موسى ( ع ) عرض كرد
رَبَّنَا اطْمِسْ عَلى أَمْوالِهِمْ وَ اشْدُدْ عَلى قُلُوبِهِمْ
.
« پروردگارا ما ، اموال ايشان را نابود كن و سخت گير بر دلهاى ايشان » آيهء 88 سورهء دهم و ابراهيم عليه السلام گفت
فَمَنْ تَبِعَنِي فَإِنَّهُ مِنِّي وَ مَنْ عَصانِي فَإِنَّكَ غَفُورٌ رَحِيمٌ
« هر كس از من پيروى كند از من است و هر كس بر من عصيان كند ، تو بخشنده و آمرزندهاى » آيهء 36 سورهء 14 و عيسى عليه السلام مىگفت
إِنْ تُعَذِّبْهُمْ فَإِنَّهُمْ عِبادُكَ وَ إِنْ تَغْفِرْ لَهُمْ فَإِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ
.
« اگر آنها را عذاب كنى ايشان بندگان تو هستند و اگر آنها را بيامرزى همانا كه تو چيرهء فرزانهاى » . آيهء 118 سورهء پنجم .
آنگاه پيامبر فرمود بهر حال شما مردمى فقير و عائلهمند هستيد هيچ اسيرى را از دست مدهيد مگر اينكه فديهء او را بگيريد يا گردنش را بزنيد .
عبد الله بن رواحه مىگويد من گفتم بجز سهيل بن بيضاء كه نبايد كشته شود ، زيرا من شنيدم كه دربارهء اسلام صحبت مىكرد . در اين موقع پيامبر ( ص ) سكوت فرمود و من چنان برايم سكوت پيامبر سنگين و وحشت آور بود كه گويى