( 1 ) صد نفر باشند ، مردى را اسير گرفتيم و از او پرسيديم چند نفر بوديد ؟ گفت هزار نفر .
تحريض پيامبر ( ص ) به پيكار در روز بدر و شدّت نيروى آن حضرت
از انس بن مالك روايت است كه پيامبر ( ص ) كسى را اعزام فرمود تا از كاروان ابو سفيان كسب خبر نمايد ، هنگامى كه او برگشت در خانهء پيامبر كسى جز آن حضرت و من نبود ، راوى اين روايت مىگويد بخاطر ندارم ولى مثل اينكه انس مىگفت يكى از همسران پيامبر هم حضور داشت ، بهر حال آن مرد [ 54 ] با پيامبر گفتگو كرد و حضرت از خانه بيرون آمد و فرمود ما در جستجوى چيزى مىرويم هر كس وسايل سفرش آماده است با ما سوار شود ، گروهى از مردان از پيامبر اجازه گرفتند كه وسايل سفرشان را كه بالاى شهر مدينه قرار داشت بياورند و خود را آماده سازند ولى حضرت موافقت نفرمود و فقط با حركت افرادى كه كاملا آماده و حاضر بودند موافقت فرمود ، و همراه همان عده از اصحاب خود راه افتاد و زودتر از مشركان به بدر رسيد ، و چون مشركان آمدند پيامبر فرمود هيچيك از شما اقدام به جنگ نكند تا من اجازه دهم ، مشركان نزديك شدند پيامبر خطاب به مسلمانان فرمود به پا خيزيد بسوى بهشتى كه پهنهء آن همچون آسمانها و زمين است .
عمير بن حمام بانگ برداشت كه به به ! پيامبر ( ص ) فرمود چه چيزى موجب به به گفتن تو شد ؟ گفت به خدا فقط اميد اين كه از اهل بهشت باشم ، پيامبر فرمود تو اهل بهشت خواهى بود ، گويد در اين هنگام عمير از كيسهء خود مقدارى خرما در آورد و شروع به خوردن نمود و بعد گفت اگر قرار باشد آن قدر زنده بمانم كه اين خرماها را بخورم زندگى طولانى خواهد بود ، خرماهايى را كه همراه داشت كنار افكند و شروع به جنگ كرد تا كشته شد . اين روايت را مسلم در صحيح خود آورده است .
هامش
[ ( 54 ) ] - نام اين شخص در متن ناخواناست در متون ديگرى كه در دست رس بود اين روايت را نيافتم .