تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشريعة ( فارسي ) — صفحة 246

مساهمون:

ص٢٤٦
( 1 ) آنگاه كسى پيش عامر بن حضرمى فرستاد و گفت اين هم پيمان تو ميخواهد مردم را از جنگ برگرداند و حال آنكه به چشم خود مىبينى كه مىتوانى انتقام خونت را بگيرى ، اكنون به پا خيز و كشته شدن برادرت را در خاطره‌ها زنده كن ، عامر به پا خاست و سر خود را برهنه كرد و فرياد بر آورد كه اى واى عمرو من واى عمرو من و آتش جنگ افروخته شد و رشتهء كار مردم بريد و كار شرّ بالا گرفت و رأى درست و صحيحى كه عتبه زده بود تباه گرديد . و چون عتبه گفتار ابو جهل را شنيد كه گفته بود ترسيده است گفت اين كسى كه نشيمنگاهش زرد است خواهد دانست كه كداميك از ما ترسوتريم و آيا من قوم خود را به تباهى مىكشم يا او ؟ آنگاه عتبه خود خواست تا بر سر نهد ولى چون سرش خيلى بزرگ بود در همهء سپاه خودى به آن اندازه پيدا نشد و چون چنين ديد ملافه‌اى بر سر بست . در اين هنگام تنى چند از قريش پيش رفتند كه حكيم بن حزام هم همراهشان بود و خود را كنار حوض آب مسلمانان رساندند پيامبر فرمود آزادشان بگذاريد هيچكس از ايشان آب نخورد مگر اينكه كشته شد غير از حكيم بن حزام كه كشته نشد و بعدها اسلام آورد و اسلامى نيكو و پسنديده داشت . و هر گاه مىخواست سوگند خود را تأكيد نمايد مىگفت سوگند به كسى كه در جنگ بدر مرا نجات داد . اسود بن عبد الاسد كه مردى بد خوى بود سوگند خورد كه ميروم و حوض مسلمانان را ويران مىكنم هر چند كه در اين راه كشته شوم و به همين منظور به راه افتاد ، حمزة بن عبد المطلب بسوى او تاخت و ضربتى به او زد كه نيمى از ساق پايش را بريد ، و آن دو نزديك حوض بودند ، اسود به پشت افتاده و خون از پايش ميريخت ، با همان حال خود را بسوى حوض كشيد تا در آن بيفكند و از سوگند خود برآيد ! حمزه او را تعقيب نمود و چندان زدش كه در حوض كشته شد و او نخستين كشته بود . عبد الله بن مسعود مىگويد عدد مشركان در بدر در نظر ما بسيار كم بود بطورى كه من به بردستى خود گفتم مىبينى هفتاد نفرند گفت خيال مىكنم
دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشريعة ( فارسي ) — صفحة 246 | محمود مهدوى دامغانى / أحمد بن الحسين البيهقي