( 1 ) شما در محل بدر مىبودم و چشم مىداشتم بدون هيچگونه شك و ترديد نشانتان ميدادم كه فرشتگان از كدام درّه به يارى آمدند .
خارجة بن ابراهيم از قول پدرش روايت مىكند كه پيامبر از جبرئيل پرسيد روز جنگ بدر كداميك از فرشتگان بانگ بر مىداشت كه اى حيزوم پيش بتاز ؟ جبرئيل گفت من همهء اهل آسمان را نمىشناسم .
حمزة بن صهيب هم از قول پدرش روايت مىكند كه مىگفت نميدانم چقدر دستهاى بريده و ضربتهاى هولناك ديدم كه كسى هم خون آلود نشده بود و همهء اين ها را در جنگ بدر ديدم .
ابى بردة مىگويد روز جنگ بدر سه سر بريده را پيش پيامبر آوردم و در برابر آن حضرت گذاشتم و گفتم دو سر از آن كسانى است كه خود آنها را كشتهام امّا سر سوم را مردى سپيد چهره و بلند قامت از پيكر جدا كردن و من آن را برداشتم فرمود او فلان فرشته بود .
ابن عباس هم مكرر مىگفت كه فقط در جنگ بدر فرشتگان پيكار كردند ، و هم از ابن عباس روايت است كه مىگفت در جنگ بدر فرشتگان براى مسلمانان به صورت اشخاص آشنا در مىآمدند و آنها را تشويق به پايدارى در جنگ مىنمودند و مىگفتند ما به دشمن نزديك شديم و شنيديم مىگفتند اگر مسلمانان به ما حمله نمايند نمىتوانيم پايدارى كنيم بنابر اين چيزى نيستند و به آنها حمله نمائيد و اين تفسير گفتار الهى است كه مىفرمايد
إِذْ يُوحِي رَبُّكَ إِلَى الْمَلائِكَةِ أَنِّي مَعَكُمْ فَثَبِّتُوا الَّذِينَ آمَنُوا
« هنگامى كه پروردگارت به فرشتگان وحى فرستاد كه من همراه شمايم و آنان را كه گرويدهاند پايدارى دهيد » « آيهء 12 سورهء هشتم » .
ابو حبيش پس از اينكه مسلمان شده بود در روزگار عمر بن خطّاب مىگفت به خدا قسم كسى از مردم در جنگ بدر مرا اسير نكرد من هم با ديگر افراد قريش روى به گريز نهادم مردى سپيد پوش بلند بالا كه بر اسبى سپيد نشسته و ميان زمين و آسمان در حركت بود مرا گرفت و ريسمان پيچ كرد در اين هنگام عبد الرحمن بن عوف فرا رسيد و مرا بسته ديد و در لشكر بانگ برداشت چه