تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشريعة ( فارسي ) — صفحة 224

مساهمون:

ص٢٢٤
( 1 ) پيامبر ( ص ) شنيد كه ابو سفيان بن حرب همراه چهل سوار با كاروانى از شام بر مىگردد و مخرمة بن نوفل و عمرو بن العاص هم همراهش هستند ، پيامبر ( ص ) مسلمانان را فرا خواند و بايشان فرمود اين ابو سفيان است كه همراه كاروان قريش مىآيد ، بيرون رويد شايد خداوند عزّ و جل آن را غنيمتى براى شما قرار دهد ، پيامبر ( ص ) و مسلمانان بيرون رفتند ، گروهى فورى هماهنگى كردند و گروه ديگرى كمى تأخير كردند چون دعوت رسول خدا ( ص ) بيشتر جنبهء وصول به غنيمت را داشت و مردم گمان نميكردند كه جنگ بر پا خواهد شد ، بهر حال پيامبر ( ص ) همراه سيصد و چند نفر بيرون آمد و بيشتر سپاهيان پياده بودند و مجموعا هشتاد اسب و شترى داشتند كه آن يك شتر هم از مقداد بود ، پيامبر ( ص ) از مدينه بيرون آمد در حالى كه يك مركب به آن حضرت و على ( ع ) و مرثد بن ابى مرثد غنوى اختصاص داشت ، پيامبر ( ص ) از ناحيهء بنى دينار و وادى عقيق گذشت تا به عرق الظبيه رسيد در آن جا مردى از اعراب را ديدند و از او دربارهء كاروان پرسيدند امّا خبرى از او بدست نيامد . از آن سو ابو سفيان چون نزديك حجاز رسيد در جستجوى اخبار بر آمد و از سپاه اسلام سراغ مىگرفت و چون فهميد كه برخى از سپاهيان در اطراف ديده شده‌اند ضمضم بن عمرو غفارى را اجير كرد تا شتابان خود را به قريش رساند و آنها را مطلع نمايد كه كاروان مورد هجوم و حملهء مسلمانان قرار خواهد گرفت و خود را براى يارى برسانند ضمضم بسرعت زياد خود را به مكه رساند و بانگ برداشت كه اى گروه قريش كاروان خود را دريابيد و يارى كنيد و گمان نميكنم كه بتوانيد كارى براى آن انجام دهيد . قريش گفتند گويا محمد ( ص ) و يارانش پنداشته‌اند كه اين كاروان هم مانند كاروان ابن حضرمى است ؟ و هر كس با هر مركبى كه داشت چه رام و چه چموش بيرون آمد و هيچيك از اشراف مكه از شركت در آن خوددارى نكرد مگر ابو لهب كه خوددارى كرد و بجاى خويش عاص بن هشام بن مغيره را روانه كرد . قريش در حالى كه نهصد و پنجاه نفر بودند كه همه جنگجو به حساب مىآمدند و يكصد اسب هم يدك داشتند آهنگ بيرون شدن كردند و گروهى از
دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشريعة ( فارسي ) — صفحة 224 | محمود مهدوى دامغانى / أحمد بن الحسين البيهقي