( 1 )
سبب خروج پيامبر ( ص ) بسوى بدر و خواب ديدن عاتكه دختر عبد المطلب در مورد خروج مشركان و نصر و پيروزى كه خدا براى پيامبر آماده فرمود .
خداوند متعال فرموده است .
إِذْ أَنْتُمْ بِالْعُدْوَةِ الدُّنْيا وَ هُمْ بِالْعُدْوَةِ الْقُصْوى وَ الرَّكْبُ أَسْفَلَ مِنْكُمْ وَ لَوْ تَواعَدْتُمْ لَاخْتَلَفْتُمْ فِي الْمِيعادِ وَ لكِنْ لِيَقْضِيَ اللَّهُ أَمْراً كانَ مَفْعُولًا ، لِيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَيِّنَةٍ وَ يَحْيى مَنْ حَيَّ عَنْ بَيِّنَةٍ وَ إِنَّ اللَّهَ لَسَمِيعٌ عَلِيمٌ
. « هنگامى كه شما در كنارهء نزديكتر بوديد و ايشان در كنارهء دور تر و قافله پايينتر بودند از شما و اگر وعده كرده بوديد هر آينه خلاف كرديد در وعده و لكن خداوند بفعل مىآورد كارى را كه بايد كرده شود ، تا آنكه هلاك شود كسى كه هلاك مىشود از روى حجت و زنده شود كسى كه زنده مىشود از روى حجّت و دليل و بدرستى كه خدا شنوندهء داناست » آيات 43 و 44 سورهء هشتم .
كعب بن مالك كه يكى از سه نفرى است كه خداوند توبهء او را پذيرفته است مىگويد هيچكس در جنگهاى پيامبر از شركت در جنگ خوددارى نمىكرد مگر در جنگ عسرة و جنگ بدر و خداوند كسى را بواسطهء آن مورد عتاب قرار نداده است و پيامبر ( ص ) همراه همراهان خود از مدينه بيرون آمد و قصد كاروانى از قريش را داشتند كه به سرپرستى ابو سفيان پيش مىآمد و خداوند ميان ايشان و دشمنان را در محلّى غير از وعده گاه اصلى جمع فرمود . اين حديث را بخارى هم در صحيح خود آورده است .
ابن عباس و عروة بن زبير هر دو مىگويند كه عاتكه دختر عبد المطلب سه شب پيش از آنكه ضمضم بن عمرو غفارى نزد قريش آيد ، در مكه خوابى ديد كه آن را بسيار مهمّ تلقى كرد و بسراغ برادر خود عباس بن عبد المطلب فرستاد و چون آمد ، گفت اى برادر ديشب خوابى ديدهام كه خيال مىكنم براى قوم تو متضمن شر و بلا خواهد بود ، عباس گفت چه خواب ديدهاى ؟ گفت چنان ديدم كه مردى سوار بر شتر خويش بيامد و در ابطح ايستاد و گفت اى مردم بى وفا سه روز ديگر بسوى قتلگاههاى خود بكوچيد و اين را سه مرتبه تكرار كرد ، و مردم را فرا خواند و سوى او گرد آمدند آنگاه همچنان كه سوار بود شترش او را به مسجد