( 1 ) ايشان خواهد بود و از جان او و وابستگانش دفاع خواهند نمود ، پيامبر ميخواست بداند كه آيا انصار فقط در جنگهاى محلّى مدينه شركت خواهند كرد و اگر منطقهء جنگ در جاهاى ديگر باشد آنها براى خود وظيفهاى احساس مىكنند يا نه ، چون پيامبر اين رأى خواهى را خواست ، سعد بن معاذ برخاست و گفت گويا منظور شما در مورد ما گروه انصار است كه چه خواهيم كرد ؟ پيامبر فرمود آرى ، سعد گفت ما به تو ايمان آوردهايم و پيامبرى تو را تصديق نمودهايم و گواهى دادهايم كه آنچه به تو وحى مىشود همه حق است و از سوى ديگر با تو عهد و پيمان بستهايم كه فرمانت را بشنويم و اطاعت كنيم ، بهر جا كه اراده فرمودى حركت كن كه ما همراه تو خواهيم بود و سوگند به آن كس كه ترا به حق مبعوث فرموده است اگر بگويى كه بايد از پهنهء اين دريا بگذارى همراه تو آن را خواهيم پيمود و هيچكس از ما از جنگ خوددارى نخواهد كرد و بدمان نمىآيد كه همين فردا با دشمن روبرو شويم زيرا ما بهنگام جنگ سخت پايدار و شكيبا و در برخورد با دشمن سرسخت و مقاوم هستيم و شايد خداوند متعال از ما به تو آن چيز را نشان دهد كه مايهء روشنى چشمت گردد ، بنابر اين باميد بركات الهى ما را همراه خود ببر .
پيامبر ( ص ) سخت خوشنود شد و فرمود باميد خدا به راه بيفتيد و مژده باد بر شما كه خداوند متعال به من وعده فرموده است كه يكى از آن دو طائفه از ما خواهد بود ، [ 49 ] و سوگند به خدا گوئى هم اكنون كشتارگاه آن قوم را مىبينم .
قريش هم به راه افتادند و در كنار دور تر صحراى بدر فرود آمدند ، چاه اصلى آب بدر در كنارهء نزديك تر صحرا بود و در كنار تپهاى بسوى مدينه قرار داشت ، و خداوند متعال باران فرو فرستاد زمين نرم بود و گل شد و چسبندگى پيدا كرد ، در عين حال مانع از راه پيمائى براى پيامبر و يارانش نبود و حال آنكه قسمتى كه قريش بودند چنان گل شد كه نتوانستند حركت كنند ، به اين جهت بود كه پيامبر ( ص ) از ايشان بر آب پيشى گرفت و در منطقهء اصلى بدر فرود آمد و آنجا
هامش
[ ( 49 ) ] - اشاره است به آيهء هشتم سورهء هشتم ( انفال ) كه مىفرمايدوَ إِذْ يَعِدُكُمُ اللَّهُ إِحْدَى الطَّائِفَتَيْنِ أَنَّها لَكُمْ . . .تا آخر آيه .