تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشريعة ( فارسي ) — صفحة 205

مساهمون:

ص٢٠٥
( 1 )

ذكر عقبهء اولى و آنچه در مورد بيعت انصارى كه به حج آمده بودند روايت شده است

[ 45 ] در بغداد از قول ابن شهاب زهرى ضمن داستان سفر پيامبر ( ص ) به طائف برايم نقل كردند كه زهرى مىگفته است . پيامبر ( ص ) به مكه برگشت و چون موسم حجّ فرا رسيد گروهى از انصار به حج آمده بودند كه از جملهء ايشان معاذ بن عفراء و اسعد بن زراره و رافع بن مالك و ذكوان و عبادة بن صامت و ابو عبد الرحمن بن ثعلبه و ابو الهيثم بن تيهان و عويم بن ساعده بودند ، پيامبر ( ص ) پيش ايشان رفت و موضوع نبوت خود و اينكه خداوند متعال به عنايت خود او را برسالت برگزيده و گرامى داشته است را با آنها در ميان گذاشت و براى آنها قرآن تلاوت فرمود ، آنان چون گفتار محمد ( ص ) را شنيدند و به آياتى كه خوانده شد گوش فرا دادند اطمينان پيدا كردند و دانستند اين همان پيامبرى است كه قبلا اوصاف او را از اهل كتاب شنيده بودند ، اين بود كه اسلام پذيرفتند و از آن حضرت پيروى كردند و اين گروه از جمله وسائل خيرى بودند كه خداوند براى پيامبر فراهم فرموده بود ، ايشان پس از پذيرفتن اسلام به پيامبر گفتند شما مىدانيد كه ميان اوس و خزرج اختلاف شديد وجود دارد و خون‌ها ريخته مىشود و ما تلاش خود را در آنچه كه بخير شما باشد انجام مىدهيم و شيفتهء هدايت الهى هستيم ، و پيشنهاد مىكنيم كه فعلا در پناه خدا در مكه توقف كنيد تا ما پيش قوم خود برگرديم و دربارهء شما با آنها مذاكره كنيم و آنها را بسوى خدا و رسول خدا فراخوانيم شايد خداوند ميان آنها را اصلاح فرمايد و هم آهنگ شوند ، و حال آنكه امروز ما قومى هستيم كه با يك ديگر ستيزه مىورزيم و با يك ديگر فاصله داريم و اگر شما پيش ما آييد و ما خود صلح نكرده باشيم نمىتوانيم همه بر گرد شما جمع شويم بنا بر اين وعدهء ما در موسم حج آينده ، پيامبر ( ص ) به اين كار رضايت داد و آن قوم بازگشتند و وابستگان خود را پوشيده به اسلام دعوت كردند و موضوع پيامبرى حضرت را و مسائلى را كه پيامبر براى آن مبعوث شده است به آنها گفتند و براى آنها قرآن ميخواندند ، بطورى كه كمتر خانه‌اى از خانه‌هاى انصار باقى مانده
هامش
[ ( 45 ) ] - اين فصل در مطالب قبل از هجرت هم با همين عنوان آمده است امّا در اين جا بطورى كه در صفحات بعد ملاحظه خواهيد فرمود آيات جنگ و اجازه قتال را آورده است .