( 1 )
وَ يَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيداً
و
لِنَعْلَمَ مَنْ يَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّنْ يَنْقَلِبُ عَلى عَقِبَيْهِ وَ إِنْ كانَتْ لَكَبِيرَةً إِلَّا عَلَى الَّذِينَ هَدَى اللَّهُ وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُضِيعَ إِيمانَكُمْ إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَؤُفٌ رَحِيمٌ
. « و باشد پيامبر بر شما گواه و براى آنكه ميدانيم كسى را كه پيروى مىكند پيغمبر را از آنكه بر مىگردد بر دو پاشنهاش و اگر چه گران باشد مگر بر آنان كه هدايت كرد خدا ايشان را و خدا ايمان شما را ضايع نمىكند بدرستى كه خدا بمردم مهربان و رحيم است » بخش از آيات 138 و 139 سورهء 2 [ 43 ] .
ابن عباس هم مىگويد كه قبله در ماه رجب و هفده ماه پس از ورود پيامبر ( ص ) به مدينه از شام به كعبه تغيير يافت ، در اين هنگام گروهى از يهوديان كه رفاعة بن قيس و قردم بن عمرو و كعب بن اشرف و نافع بن ابى نافع و حجاج بن عمرو كه هم پيمان كعب بن اشرف بود و ربيع بن ربيع بن ابى الحقيق و كنانه بن ابى الحقيق حضور پيامبر آمدند و گفتند اى محمد ( ص ) چه چيز ترا از قبلهء اوّل منصرف ساخت و حال آنكه مدعى هستى كه بر آيين و دين ابراهيمى ، حالا هم به همان قبله برگرد تا از تو پيروى كنيم . و ترا تصديق نمائيم ، و منظور ايشان ايجاد فتنه بود و اينكه آن حضرت را از دين منحرف سازند و در اين هنگام آيات
سَيَقُولُ السُّفَهاءُ
تا
إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَؤُفٌ رَحِيمٌ
نازل شد و منظور اين بود كه نماز آن گروه از مسلمانان كه به همان قبلهء نخستين نماز گزاردهاند و از پيامبر پيروى كرده و آن حضرت را تصديق نمودهاند و بعد هم در مورد تغيير قبله اطاعت كردهاند مأجور خواهند بود و سپس اين آيات نازل شد
قَدْ نَرى تَقَلُّبَ وَجْهِكَ فِي السَّماءِ
تا آنجا كه مىفرمايد
فَلا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِينَ
.
آغاز اجازهء جنگ 39
و منسوخ شدن گذشت از مشركان و اهل كتاب و واجب شدن جهاد
گروه زيادى از اسامة بن زيد روايت مىكنند كه مىگفت پيامبر ( ص ) سوار خرى شد كه روى آن يك پلاس افكنده بودند و قطيفهاى فدكى هم روى
هامش
[ ( 43 ) ] - در ضبط اين آيات هم يكى دو اشتباه به چشم مىخورد و صحيح آن« وَ يَكُونَ »بدون لام و« إِلَّا لِنَعْلَمَ »است ، ملاحظه مىفرمائيد كه براى ضبط قرآن اعتماد به حافظه صحيح نيست اگر چه بيهقى باشد .