( 1 ) از سدّى هم روايت است كه اولين آيهاى كه براى جنگ كردن نازل شده است همين آيه است .
محمد بن نصر مىگويد در آغاز كه به مسلمانان اجازهء جنگ داده شد اجازه نداشتند كه با همهء كافران جنگ كنند و يا ايشان جنگ را آغاز نمايند .
بلكه فقط مأمور بودند با كسانى جنگ كنند كه بجنگ ايشان مىآمدند و يا با كسانى كه با ايشان درگيرى پيدا مىكردند و آنها نسبت به مسلمانان ظلم مىكردند و يا در اخراج ايشان از سرزمينهاى خود دست داشتند چنانچه خداوند مىفرمايد .
وَ قاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ الَّذِينَ يُقاتِلُونَكُمْ وَ لا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ
« و كارزار كنيد در راه خدا با كسانى كه با شما كارزار مىكنند و از حدّ در مگذريد بدرستى كه خدا دوست ندارد از حدّ در گذرندگان را » آيهء 186 سورهء دوم . كه ملاحظه مىشود منظور آنست كه نبايد در جنگ با غير كسانى كه جنگ مىكنند پيشگام گردند ، و در آيهء بعد از اين آيهء هم ميفرمايد « اگر با شما كارزار كردند شما هم كارزار كنيد » به همين جهت است كه چون پيامبر ( ص ) به مدينه آمد با اينكه اطراف آن شهر جماعت زيادى از اهل كتاب و بتپرستان بودند نخست با آنها جنگ را آغاز نفرمود و متعرض ايشان نگرديد و فقط آهنگ قريش كرد و متعرض ايشان گرديد زيرا خداوند فرمان جنگ داده بود با كسانى كه به مسلمانان ستم كنند و يا ايشان را از شهرهاى خود بيرون نمايند ، البته مشركان و اهل كتاب مدينه هم پيامبر و يارانش را آزار ميدادند ولى خداوند دستور مىفرمود كه تحمل و بردبارى كنند و ايشان را عفو نمايند چنانچه ( در آيهء 183 سورهء سوم و آيهء 109 سورهء دوم كه در چند صفحهء قبل آمد ) بيان فرموده است .
و چه بسا كه دستور جهاد با گروههاى مختلف پس از اثبات آزار و اصرار ايشان بر آن صادر مىشد .
شافعى مىگويد خداوند متعال اجازهء آغاز به جنگ به مسلمانان داده است و آن را در كتاب خود بيان فرموده است . هر چند كه گفته شده است كه اين آيه دربارهء اهل مكه نازل شده است كه نسبت به مسلمانان به شدّت دشمنى