( 1 ) گروهى ستمكار خواهند كشت .
عمرو بن حزم از قول پدر خود روايت مىكند كه چون عمّار كشته شد پيش عمرو عاص رفتم و گفتم عمّار كشته شد و پيامبر فرموده است كه او را گروه ستمگر خواهد كشت ، مىگويد عمرو عاص سخت وحشت زده شد و در حالى كه انا لله و انا اليه راجعون مىگفت پيش معاويه رفت ، معاوية متوجه ناراحتى او شد و گفت ترا چه مىشود ؟ عمرو گفت عمّار كشته شد ، معاويه گفت كشته شده باشد چه اهميتى دارد ؟ عمرو گفت شنيدم كه پيامبر مىفرمود عمّار را گروه ستمگر خواهند كشت ، معاويه گفت ، در شاش خودت بيفتى مگر ما عمّار را كشتهايم ؟ او را على و يارانش كشتند كه آوردندش و در برابر شمشيرها و نيزههاى ما قرار دادند .
ابو عبد الرحمن سلمى مىگويد در جنگ صفين حضور داشتم و هنگامى كه درگيرى تمام ميشد معمولا گروهى از ما ميان آنها ميرفتيم و گروهى از آنها ميان ما مىآمدند . من متوجه شدم كه چهار نفر با يك ديگر قدم مىزنند و ايشان معاويه بن ابى سفيان و ابو الاعور سلمى و عمرو عاص و پسرش عبد الله بن عمرو بودند و شنيدم كه عبد الله بن عمرو به پدرش مىگفت ديدى ما اين مرد را كشتيم و پيامبر ( ص ) دربارهء او چه گفته بود ! عمرو گفت چه كسى را مىگوئى ؟ عبد الله پاسخ داد عمار بن ياسر را مىگويم آيا بخاطر دارى آن روز را كه پيامبر ( ص ) مسجد را مىساخت و همهء خشتها را يكى يكى حمل مىكرديم و حال آنكه عمّار دو تا دو تا مىبرد و پيامبر ( ص ) بر او گذشت و گفت خشت ها را دو تا دو تا مىبرى ، از گناه شسته خواهى شد و ترا گروهى ستمگر مىكشند و تو از اهل بهشتى .
عمرو پيش معاويه رفت و گفت ديدى كه اين مرد را كشتيم و ميدانى كه پيامبر ( ص ) دربارهء او چه گفته است . معاويه گفت ساكت باش هميشه شرو ور مىگويى ، مگر ما او را كشتهايم ؟ على ( ع ) و اصحابش او را كشتند زيرا آوردندش و برابر ما قرار دادند .
ابراهيم بن سعد از پدر بزرگ خود روايت مىكند كه در جنگ صفين
دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشريعة ( فارسي ) — صفحة 193
مساهمون: محمود مهدوى دامغانى
ص١٩٣