تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشريعة ( فارسي ) — صفحة 141

مساهمون:

ص١٤١
( 1 ) است كه همراه شوهر و دو فرزند خود آمده بود و در روايت ديگرى مجموع اين عده را هفتاد و پنج نفر نوشته‌اند ، ابن اسحق نام اين گروه را آورده است كه موجب طولانى شدن گفتار است . [ 27 ] ابن اسحق در پى گفتار خود مىگويد چون شب بيعت عقبه مردم پراكنده شدند فرداى آن روز اين خبر ميان قريش منتشر گرديد و تحقيق كردند معلوم شد درست است . اين بود كه به تعقيب ايشان برآمدند و سعد بن عباده را گرفتند ولى منذر بن عمرو گريخت ، آنها دستهاى سعد را با تسمه بگردنش بستند ، سعد بن عباده داراى موهاى فراوان بود و قريش شروع به كشيدن موهاى او كردند و به او سيلى ميزدند و در اين موقع مطعم بن عدى و حارث بن اميه فرا رسيدند و چون هر گاه آن دو به مدينه ميرفتند سعد بن عباده از آنها پذيرايى مىكرد . آنها وساطت نمودند و سعد را از دست ايشان نجات داده و روانه‌اش كردند . همچنين ابن اسحق مىگويد حواء دختر زيد بن سكن همسر قيس بن عبيد خطيب بود و اين قيس خواهرزاده سعد بن معاذ بود ، حواء اسلام آورد و شوهرش قيس همچنان كافر بود و هنگامى كه حواء نماز ميخواند قيس او را آزار و شكنجه ميداد ، هر كارى كه در مدينه اتفاق مىافتاد بر پيامبر پوشيده نمىماند ، همين قيس مىگويد با گروهى از مشركان به قصد حج به مكه آمدم در مكه مردى آمد و سراغ مرا مىگرفت او را راهنمايى كردند پيش من آمد پرسيد تو قيس هستى ؟ گفتم آرى ، گفت همسر حوائى ؟ گفتم آرى گفت براى چه همسرت را در مورد دين او شكنجه ميدهى ، گفتم اين كار را انجام خواهم داد ، گفت نه اين كار را مكن و او را بخاطر وساطت من آزاد بگذار ، گفتم بسيار خوب ، و چون قيس به مدينه بازگشت اين مطلب را با همسر خود حواء بيان كرد و گفت در مراسم دينى خود آزاد هستى زيرا كسى كه در مكه بسراغ من آمد مردى خوش سيما و نيك سرشت بود .
هامش
[ ( 27 ) ] - براى اطلاع از نامهاى اشخاصى كه در اين عقبه حضور داشته‌اند و قبائل ايشان مراجعه فرمائيد به صفحات 97 تا 105 جلد دوّم سيره ابن هشام چاپ مصطفى السقاء ، مصر 1355 ، هجرى قمرى .