( 1 ) تصديق ننمائيد گفتار با زنان و مردان شما بر من حرام است ، در اين هنگام تمام مردان و زنان بنى عبد الاشهل مسلمان شدند و مصعب هم به خانهء اسعد بن زراره برگشت و همچنان به دعوت مردم مشغول بود و همهء خانوادههاى مدينه بجز بنى اميّه بن زيد و خطمه و وائل و واقف مسلمان شدند ، در اين هنگام مصعب بن عمير به مكه مراجعت نمود .
ابن شهاب مىگويد مصعب اولين كسى بود كه قبل از هجرت رسول خدا به مدينه مردم را براى نماز جمعه جمع كرد ، عبد الرحمن بن كعب مىگويد پدرم كور شده بود و من راهنماى او بودم پس از حضور پيامبر ( ص ) در مدينه او را به نماز جمعه بردم همين كه صداى اذان را شنيد براى اسعد بن زراره استغفار نمود علّت را از او پرسيدم گفت پسركم اسعد بن زراره نخستين كسى بود كه پيش از آمدن رسول خدا ( ص ) ما را براى نماز جمعه جمع كرد و در زمين هموارى از زمينهاى قبيلهء بنى بياضه در كنار نخلستان نماز گزارديم ، پرسيدم در آن هنگام چند نفر بوديد ؟ گفت چهل مرد ، ظاهرا اين دو روايت با يك ديگر اختلافى ندارد به اين معنى كه مصعب بن عمير به كمك اسعد بن زراره نماز جمعه را اقامه كرده است . [ 26 ]
ذكر عقبه دوّم و بيعت انصارى 24
كه به حج آمده بودند با پيامبر ( ص ) و پيمان آنها كه از آن حضرت دفاع نمايند .
در اسفراين ، على بن محمد اسفراينى از قول جابر بن عبد الله برايم روايت كرد كه مىگفت پيامبر ( ص ) ده سال پياپى در پى حجاج راه مىافتاد و در عكاظ و مجنه و منى بانگ بر ميداشت و ميفرمود آيا كسى هست كه مرا يارى و همراهى كند تا رسالتهاى پروردگار خود را ابلاغ كنم ؟ و در عوض بهشت داشته باشد و هيچكس نيافت كه او را يارى دهد و همراهى كند بلكه كار به آنجا كشيد كه به مصرىها و يمنىها و گروههاى ديگر مىگفتند مواظب باشيد كه
هامش
[ ( 26 ) ] - بيشتر اين روايات در ترجمه تاريخ طبرى صفحات 896 تا 899 چاپ بنياد فرهنگ آمده است و هم به صورت كاملتر در صفحات 75 تا 90 جلد دوم سيره ابن هشام چاپ مصر مضبوط است .