( 1 ) با پيامبر بيعت كردند و چون هنوز جنگ و جهاد واجب نشده بود اين بيعت را بيعت زنان ناميدهاند و اسعد بن زراره و عوف و معاذ پسران حارث و رافع بن مالك و ذكوان بن عبد قيس و عبادة بن صامت و يزيد بن ثعلبه و عباس بن عباده و عقبه بن عامر و قطبه بن عامر و ابو الهيثم بن تيهان و عويم بن ساعدة بودند .
در روايات ديگر اختلافات مختصرى به چشم مىخورد ، كه بيشتر مربوط به اسامى افراد است ، عبادة بن صامت مىگويد ما در شب عقبه اولى با پيامبر بيعت كرديم و دوازده نفر بوديم و بيعت ما با آن حضرت معروف به بيعت نساء بود و موضوع آن عبارت بود از اينكه به خدا شرك نياوريم ، و دزدى نكنيم و زنا ننمائيم و فرزندان خود را نكشيم و به هيچكس بهتان نزنيم و از هيچ كار نيك و پسنديده سرپيچى ننمائيم و اين بيعت پيش از آن بود كه جهاد واجب شود و پيامبر فرمود اگر اين كارها را انجام دهيد بهشت براى شماست و اگر از موردى سرپيچى كنيد سرانجام شما با خدا خواهد بود اگر بخواهد مىبخشد و اگر بخواهد عذاب مىكند اين روايت را ديگران هم نقل كردهاند .
ابو عبد الله حافظ هم از عباده بن صامت روايت مىكند كه مىگفت من از نقبائى هستم كه با رسول خدا ( ص ) بيعت نموديم بر اينكه به خدا شرك نياوريم و دزدى نكنيم و زنا ننمائيم و خون كسى را كه خداوند حرام كرده است نريزيم مگر به حق و غارت و سركشى نكنيم و اگر اين كارها را متعهد باشيم بهشت از آن ما خواهد بود و اگر در مواردى سرپيچى كرديم قضاوت در آن با خداوند خواهد بود . اين حديث را مسلم و بخارى هم نقل نمودهاند .
ابن اسحق مىگويد آنها از حضور پيامبر برگشتند و پيامبر مصعب بن عمير را همراه ايشان بمدينه فرستاد ، بنا بر روايات ديگرى آنها پس از بازگشت به مدينه براى پيامبر نوشتند كه اسلام ميان ما ريشه دوانيده است يكى از اصحاب را بفرست كه براى ما احكام دين و قرآن بياموزد و سنن و شرايع آن را بيان كند و در نماز امام ما باشد و در آن هنگام حضرت پيامبر مصعب بن عمير را روانهء مدينه فرمود و مصعب در خانهء اسعد بن زراره وارد شد و در مدينه معروف به مقرى شد ، اسعد بن زراره او را همراهى ميكرد و بخانههاى انصار ميرفتند و آنها را به اسلام
دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشريعة ( فارسي ) — صفحة 129
مساهمون: محمود مهدوى دامغانى
ص١٢٩