تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشريعة ( فارسي ) — صفحة 110

مساهمون:

ص١١٠
( 1 ) دنبالهء اين حديث مانند احاديث ديگرى است كه با اسناد ثابت و استوار آمده است . عبد الرحمن قرشى مىگويد چون پيامبر به معراج رفت و با قوم خود دربارهء كاروان و دوستان ايشان صحبت فرمود ، پرسيدند كاروان چه روزى خواهد رسيد ؟ فرمود روز چهارشنبه ، چون آن روز فرا رسيد قريش براى نظارهء آن بيرون آمده بودند ، روز بانتها رسيد و كاروان نيامد پيامبر دعا فرمود ساعتى بر روز افزوده شد و خورشيد از حركت باز ماند ، و خورشيد براى هيچكس برنگشته است مگر در آن روز براى رسول خدا ( ص ) و براى يوشع بن نون كه در روز جمعه با ستمگران مىجنگيد و چون آفتاب روى به افول نهاد ترسيد كه پيش از پايان جنگ شب شنبه فرا رسد و جنگ در شب و روز شنبه بر او حلال نبود خداى را خواند و خورشيد براى او برگشت تا از جنگ ايشان فارغ گرديد . در مورد معراج احاديث ديگرى هم وارد شده است از جمله حديثى است كه ابو عبد الله حافظ از ضحّاك بن مزاحم نقل مىكند كه پيامبر ( ص ) پس از خواندن نماز عشا در خانهء ام هانى خفته بود و از آنجا به معراج رفت و ضمن آن عدد ارواح و فرشتگان و امور ديگرى كه هيچيك با توجه به قدرت الهى قابل انكار نيست آمده است . و جابر بن ابى حكيم مىگويد پيامبر ( ص ) را در خواب ديدم و گفتم مردى از امت تو كه نامش سفيان ثورى است گفتارش صحيح است ؟ فرمود آرى ، و گفتم او مىگويد كه شما در آسمان جبرئيل را ديده‌اى و حديث را براى پيامبر خواندم ، فرمود همچنين است ، آنگاه گفتم پاره‌اى از امت دربارهء معراج امور عجيب و غريبى نقل مىكنند ، فرمود برخى از آنها ساخته و پرداختهء افسانه سرايان است .

چگونگى واجب شدن نماز در آغاز

اوزاعى مىگويد از زهرى پرسيدم پيش از آنكه پيامبر ( ص ) به مدينه هجرت نمايد در مكه چگونه نماز مىگزارد ؟ گفت عروة بن زبير از قول عايشه برايم نقل كرد كه در آغاز ، خداوند متعال نماز را دو ركعتى واجب فرموده بود .
دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشريعة ( فارسي ) — صفحة 110 | محمود مهدوى دامغانى / أحمد بن الحسين البيهقي