( 1 ) پروردگار فرمود بدرستى كه ترا هم دوست خود گرفتم « و يكى از نامهاى پيامبر در تورات خليل الرحمن است » و ترا مژده دهنده و بيم دهنده بسوى همهء مردم فرستادم سينهات را گشادم و بارت را از دوشت برداشتم و نامت را بلند آوازه ساختم ، من ذكر نمىشوم مگر آنكه تو هم ذكر ميشوى كه منظور در اذان است [ 20 ] پيروان ترا بهترين امتى قرار دادم كه ميان مردم بيرون آمدهاند و ايشان را امت ميانه رو قرار دادم و ايشان را اولين و آخرين قرار دادم ، و گروهى از ايشان را چنان قرار دادم كه دلهاى آنها انجيل ايشان است و براى آنها ايراد هيچ خطبهاى جايز نيست مگر آنكه شهادت دهند كه تو بنده و رسول منى ، و ترا از جهت آفرينش نخستين پيامبران و از لحاظ برانگيخته شدن به رسالت آخرين ايشان قرار دادم ، و براى تو هفت آيه از سورهاى را كه دو بار نازل شده است و آيات آخر سورهء بقره را كه از گنجينههاى عرش است عنايت كردم كه به هيچ پيامبرى پيش از تو ندادم ، و ترا آغاز كننده و انجام دهنده قرار دادم .
و هم ابو هريره مىگويد كه پيامبر مىفرمود « خداى من مرا برترى و فضيلت بخشيد باينكه مرا رحمت همهء جهانيان قرار داد و بعنوان مژده دهنده و بيم دهنده بسوى همهء مردم گسيل فرمود ، و در دل دشمنان من كه فاصلهء ميان ما بيش از يك ماه است ترس افكند و غنايم را براى من حلال فرمود كه پيش از من بر كسى حلال نكرده بود و تمام زمين را براى من پاكيزه و مسجد قرار داد و آغاز و پايان و جوامع كلمات را برايم ارزانى داشت و همهء امت من بر من عرضه شدند آن كسى كه پيروى مىكند و آن كس كه پيروى مىشود برايم پوشيده نيست ، ايشان را ديدم كه بر قومى پيروز مىشوند كه شعر مىسرايند و بر قومى پيروز مىگردند كه داراى چهرههاى پهن و چشمان كوچكند گوئى چشمان ايشان را دوختهاند ، و بر من پوشيده نيست كه امت من پس از من چه خواهند شد و مأمور به پنجاه نماز شدم و پيش موسى ( ع ) آمدم » .
هامش
[ ( 20 ) ] - در ادبيات فارسى هم مكرر به اين قسمت اشاره شده است ، عطّار در اسرار نامه ( ص 12 چاپ استاد دكتر گوهرين ) مىگويدچه گويم من ثناى او خدا گفت * كه نام اوست با نام خدا جفت .