تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشريعة ( فارسي ) — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧
( 1 ) آنگاه محمد ( ص ) آغاز سخن فرمود و گفت همهء شما خداى را ثنا گفتيد ، من هم او را ثنا گويم ، و سپاس خداى را كه مرا رحمت همهء جهانيان قرار داده و بسوى همهء مردم براى مژده و بيم گسيل فرموده است ، و فرقان را بر من فرو فرستاده است كه در آن بيان همه چيز است ، و پيروان مرا بهترين امتى قرار داده است كه براى مردم خروج كرده شده‌اند ، و امت مرا امتى ميان رو قرار داده است و امت من اولين و آخرين است ، سينه‌ام را گشاده فرمود و بار گناه را از من برداشته است و نام مرا برآورده است و مرا آغازگر و پايان برنده قرار داده است . در اين هنگام ابراهيم ( ع ) خطاب به پيامبران گفت ، بدين جهت است كه محمد ( ص ) بر شما برترى يافته است . آنگاه سه ظرف سر به مهر و پوشيده برايش آوردند نخستين آب بود و به او گفته شد بياشام و او اندكى آشاميد ، و ظرف ديگر شير بود كه چون آن را به او دادند آنچنان آشاميد كه سيراب شد و چون آخرين ظرف را كه شراب بود به او دادند گفت سيراب شدم و آن را نمىخواهم ، به او گفته شد به راه راست رسيدى و شراب بر امت تو حرام شد و اگر از آن مىآشاميدى فقط اندكى از امت پيرو تو مىشدند ، و سپس دوباره آن حضرت را به آسمان بردند . بقيهء اين حديث را دربارهء عروج پيامبر ( ص ) به آسمان‌هاى هفت‌گانه همانگونه است كه در احاديث قبلى آن را روايت كرديم تا آنجا كه مىگويد چون به آسمان هفتم رسيدند جبرئيل اجازهء ورود خواست ، گفتند كيست ؟ گفت محمد ( ص ) است ، پرسيدند كه آيا پيامبر است ، گفت آرى ، گفتند درود خدا بر او كه نيكو خليفه و نيكو برادرى است و خوش آمده است ، و پيامبر وارد آسمان هفتم شد ، و به مردى با موهاى سياه و سپيد برخورد كه نزديك درب بهشت روى صندلى نشسته بود و نزد او گروهى سپيد چهره بودند و گروهى سيه چهره كه رنگ آن ها طور خاصّى بود ، دستهء دوم وارد جويبارى شدند و غسل كردند و از نهر بيرون آمدند و اندكى از سياهى آنها كاسته شد ، آنگاه در جويى ديگر رفتند و غسل كردند و از آن بيرون آمدند در حالى كه سياهى آنها بيشتر كاسته شده بود و سپس وارد جوى سومى شدند و خود را شستند و چون بيرون آمدند همهء سياهى رنگ