تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشريعة ( فارسي ) — صفحة 108

مساهمون:

ص١٠٨
( 1 ) ايشان از ميان رفته و رنگ چهره‌شان همچون رنگ چهرهء دوستان ايشان شده بود و كنار ايشان نشستند ، پيامبر از جبرئيل پرسيد اين سپيد چهرگان و آنها كه رنگى مخلوط داشتند و پس از ورود در جويها رنگ چهرهء آنها سپيد شد كيستند ؟ جبرئيل گفت اين مرد پدرت ابراهيم است و او نخستين مردى است كه بر روى زمين داراى موى سياه و سپيد شد و اين سپيد چهرگان آنهايى هستند كه ايمان خود را جامهء ستم نپوشاندند و اينها كه رنگ چهره‌شان سپيد آميخته به سياهى بود كسانيند كه كارهاى نيك و بد را به يك ديگر مخلوط كردند و سپس توبه نمودند و خداوند متعال توبهء ايشان را پذيرفته است . جوى اول رحمت خدا و جوى دوم نعمت اوست و از جوى سوم خداوند متعال به ايشان شراب طهور آشامانيد . آنگاه پيامبر به سدرة المنتهى رسيد و گفته شد سرانجام و پايان راه نيكان امت تو اين درخت سدر است و از ريشهء آن جوىهاى آب بدون تغيير و جويهائى از شير كه مزهء آن دگرگون نمىشود و جويهايى از شراب لذت بخش براى آشامندگان و جويهاى از عسل خالص روان است ، و آن درختى است كه اگر سواره‌اى يك سال بر گرد آن راه پيمايد آن را دور نمىزند و برگى از آن همهء خلق را در زير خود فرو مىگيرد و نور پروردگار و فرشتگان آن را در بر گرفته است ، در اين موقع پروردگار بزرگ با محمد ( ص ) سخن فرمود و به او امر كرد تا هر چه ميخواهد بخواهد . پيامبر عرضه داشت پروردگارا ابراهيم را به دوستى خود برگزيدى و پادشاهى بزرگ به او بخشيدى و موسى را با گفتگو سرافراز كردى . و به داود پادشاهى بزرگ عنايت كردى و آهن را برايش ملايم ساختى و كوهها را برايش مسخر داشتى و هم به سليمان پادشاهى بزرگ ارزانى فرمودى و كوهها و جن و انس را و بادها و شياطين را در حيطهء تسخير او در آوردى و به او چنان ملكى بخشيدى كه پس از او هيچكس به آن نرسيده است و به عيسى تورات و انجيل آموختى و او را چنان قرار دادى كه با اجازهء تو كوران مادرزاد و اشخاص پيش را شفا مىبخشيد و مردگان را زنده مىكرد و او و مادرش را از شياطين پناه دادى و آنها را بر آن دو راهى نبود .