تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشريعة ( فارسي ) — صفحة 303

مساهمون:

ص٣٠٣
( 1 ) در مورد روايات مختلف منابع شيعى درباره مهر نبوت مراجعه شود به مقاله عالمانه استاد محترم آقاى دكتر ابو تراب نفيسى استاد دانشگاه اصفهان در شماره پانزدهم نشريه دانشكده الهيات و معارف اسلامى مشهد صفحات 5 تا 21 تابستان 1354 در آن مقاله نويسنده محترم احاديث و روايات كتابهاى اصول كافى كلينى و اكمال الدين شيخ صدوق و امالى شيخ طوسى و بحار الانوار و ناسخ التواريخ را مورد بررسى قرار داده‌اند با توجه به اينكه آقاى دكتر نفيسى طبيب هستند مقاله ايشان از جهات مختلف قابل استفاده است . 22 صفحه 141 حديث ام معبد . در صفحات 30 و 31 ترجمه اعلام الورى آمده است . و ص 98 تا 102 ج 19 بحار . 23 صفحه 144 حديث هند بن ابى هالة در وصف پيامبر ( ص ) از چند طريق در بحار الانوار مجلسى آمده است ، از معانى الاخبار صدوق در ص 154 ج 16 كه در آن هم حديث از حضرت امام حسن ( ع ) آمده است ، از مكارم اخلاقى طبرسى در ص 155 همان جلد . طبرسى ( حسن بن فضل ، پسر طبرسى بزرگ صاحب مجمع البيان ) روايت خود را از قول امام حسن ( ع ) و امام حسين ( ع ) نقل مىكند صفحات 11 تا 13 چاپ بيروت . از مناقب ابن شهر آشوب در صفحات 181 - 182 همان جلد . هند بن ابى هاله ، برادر مادرى بزرگوار ، حضرت زهرا سلام الله عليهاست كه در جنگ جمل همراه امير المؤمنين على ( ع ) بوده و به شهادت رسيده است . 24 صفحه 153 « ذكر اخبار مربوط به شمايل و اخلاق پيامبر ( ص ) » از منابع بسيار خوب شيعه كه نزديك به زمان بيهقى تأليف شده همان كتاب مكارم الاخلاق حسن بن فضل طبرسى است كه از ص 15 تا ص 33 چاپ بيروت حاوى روايات مختلف آموزنده است و مىتواند بهترين سرمشق اخلاق باشد . و هر كس بخواهد مشروح اين اخبار را در منابع مختلف شيعه مطالعه كند بايد به باب نهم زندگانى رسول خدا در بحار الانوار مراجعه كند كه 162 حديث در آن ذكر شده است و يكصد صفحه است از ص 194 تا 294 ج 16 چاپ آخوندى . در همان جلد بحار از ص 299 تا ص 401 ، 96 حديث ديگر در فضائل حضرت ختمى مرتبت آمده است كه متضمن بسيارى از مطالبى است كه بيهقى نقل كرده است و مقايسه موارد مختلف آن سخن را به درازا مىكشاند . 25 صفحه 168 « و بركتى كه در اثر دعاى آن حضرت در خوراكىها ظاهر شده است » مراجعه شود به صفحات 23 تا 45 ج 18 بحار الانوار چاپ آخوندى 31 حديث از كتابهاى مختلف شيعه تا آن زمان جمع شده است ، از جمله داستان ابو طلحه را از قول انس به نقل از مناقب ابن شهر آشوب آورده است .