( 1 ) مسلمان خواهى شد و بدين ترتيب از افتادن تو در آتش جلوگيرى مىشود و حال آنكه پدرت در آتش خواهد بود .
خالد بسراغ پيامبر آمد و آن حضرت در جياد بود گفت اى محمد ( ص ) به چه چيز دعوت ميكنى پيامبر فرمود من به سوى خداوند يكتا كه شريك ندارد دعوت ميكنم و اينكه محمد ( ص ) بنده و فرستادهء اوست و اينكه عبادت و پرستش بتهاى سنگى را كه نمىشنوند و نمىبينند و نه سودى و زيانى مىرساند و نمىفهمد چه كسى او را پرستيده يا نپرستيده دور افكنى ، خالد گفت من گواهى مىدهم به يگانگى خداى يكتا و اينكه تو فرستاده و رسول اويى ، پيامبر خوشحال شد و خالد رفت چون پدر خالد متوجه اسلام او شد بدنبالش فرستاد و چون آمد با چوبدستى خود او را بشدت مضروب ساخت چنان كه آن را به سر خالد شكست و گفت من به تو خوراك هم نخواهم داد . خالد گفت اگر تو به من روزيم را ندهى خداوند روزى مرا خواهد رساند و به خدمت پيامبر برگشت و همراه او بود .
ابو عبد الله الحافظ با اسناد خود از ابن اسحق روايت مىكند كه سپس عبيدهء بن حارث و ابو سلمه بن عبد الاسد و عبد الله بن ابى الارقم مخزومى و ابو عبيده جراح و عثمان بن مظعون جمحى به حضور پيامبر رفتند و مسلمان شدند و مردمى ديگر از قبائل عرب كه نام برخى از ايشان چنين ثبت شده نيز مسلمان شدند ، سعيد بن زيد بن عمرو بن نفيل و همسرش فاطمه كه خواهر زاده عمر بود و اسماء دختر ابو بكر و عايشه دختر ديگر او كه خرد سال بود ، قدامة بن مظعون و برادرش عبد الله ، خباب بن ارت هم پيمان بنى زهره و عمير بن ابى وقاص زهرى ، عبد الله بن مسعود ، مسعود بن القارى ، سليط بن عمرو ، عياش بن ابى ربيعه مخزومى و همسرش اسماء دختر سلامه تميمى ، خنيس بن حذافه سهمى ، عامر بن ربيعه ، عبد الله بن جحش اسدى و برادرش ابو احمد ، جعفر بن ابى طالب و همسرش اسماء بنت عميس ، حاطب بن حارث جمحى و همسرش اسماء دختر مجلل ، خطاب بن حارث و همسرش فكيهه دختر يسار ، معمّر بن الحارث جمحى ، سائب بن عثمان بن مظعون ، مطلب بن ازهر و همسرش رمله دختر ابى عوف و نحّام خدمتگزار ابو بكر و خالد بن سعيد بن العاص و همسرش امينه دختر خلف بن اسعد و حاطب بن
دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشريعة ( فارسي ) — صفحة 275
مساهمون: محمود مهدوى دامغانى
ص٢٧٥