ابو الحسين على بن احمد عبدان با اسناد خود از ابن عمر روايت مىكند كه پيامبر ( ص ) زيد بن عمرو را در منطقهء پايين شهر ديد و اين موضوع پيش از آن بود كه وحى بر پيغمبر نازل شده باشد ، در اين حال سفرهيى براى زيد آوردند كه از غذاى آن بخورد ، زيد به كسى كه سفره را آورده بود گفت ما از غذايى كه گوشت آن را با بردن نام بتها كشتهايد نميخوريم و فقط از گوشتى ميخوريم كه با بردن نام خدا كشته باشند .
زيد بن عمرو هميشه به قريش در اين باره عيب مىگرفت و ميگفت چهار پايان ( گوسفند ) را خداوند متعال آفريده است ، آب از آسمان فرو ميآيد و از زمين گياه براى آنها ميرويد آن وقت شما آنها را با بردن نامى غير از نام خدا مىكشيد ، و اين سخنان را براى بزرگداشت پروردگار و ناپسند شمردن كار قريش اظهار ميداشت ، اين حديث را بخارى در صحيح خود آورده است .
روايت ديگرى هم از سالم بن عبد الله آمده است كه چنين است .
« زيد بن عمرو به شام رفت كه از دين واقعى آگاه گردد و از آن پيروى نمايد ، او با يكى از دانشمندان يهود برخورد و از آيين يهود پرسيد و گفت شايد بخواهم بآيين شما در آيم دربارهء دين خود براى من توضيح بده ، دانشمند يهودى گفت تو نمىتوانى بدين ما در آيى مگر اينكه تا حدودى مورد خشم و غضب الهى قرار بگيرى ! زيد گفت من از خشم الهى ميگريزم و هرگز حاضر نيستم كه حامل غضب و خشم خدا باشم ، آيا مىتوانى مرا به آيينى راهنمايى كنى كه اين موضوع در آن نباشد گفت من آيينى بجز آيين ابراهيم ( ع ) سراغ ندارم و چه بهتر كه حنيف باشى .
زيد ، پس از اين ملاقات نه يهودى بود و نه مسيحى و چيزى جز خداى يگانه را هم نمىپرستيد ، آنگاه با دانشمندى مسيحى ملاقات كرد و گفت من شايد بخواهم مسيحى شوم ، مطالب مربوط به دين و آيين خود را به من بگوييد او گفت تو نمىتوانى مسيحى شوى مگر اينكه بهرهء خود را از لعنت الهى بگيرى .
زيد گفت من نمىتوانم چنين كارى انجام دهم آيا ممكن است مرا به آيينى .
دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشريعة ( فارسي ) — صفحة 249
مساهمون: محمود مهدوى دامغانى
ص٢٤٩