تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشريعة ( فارسي ) — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢
( 1 ) چون به اين آيه رسيدم .
فَكَيْفَ إِذا جِئْنا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ وَ جِئْنا بِكَ عَلى هؤُلاءِ شَهِيداً
« پس چگونه باشد وقتى كه بياوريم از هر امتى شاهدى را و ترا بر ايشان شاهد آورديم » آيهء 41 سورهء 4 . فرمود كافى است و چشمان آن حضرت را ديدم كه اشك فرو ميريزند . اين حديث را بخارى در صحيح خود آورده . [ ( 1 ) ] عبد الله بن شخير از پدرش روايت مىكند كه مىگفت مكرر به حضور پيامبر مىرسيدم كه مشغول نماز بود و چنان مىگريست كه گوئى ديگى در حال جوشش و غليان است . و همو روايت مىكند كه پيامبر را در حال نماز مىديدم كه صداى گريهء او همچون صداى آسيا بود . ابن عباس روايت مىكند كه ابو بكر مىگفت به پيامبر گفتم چرا موهاى شما سپيد شده است ؟ 26 فرمود آرى سوره‌هاى هود ، واقعه و مرسلات و عمّ و اذا الشمس كورت مرا پير ساخت . و هم از عمر نقل است كه گفت به رسول خدا گفتم پيرى زود بسراغ شما آمد فرمود آرى سورهء هود و نظاير آن مانند واقعه و عمّ و اذا الشمس كورت مرا پير ساخت .

مثل پيامبر ( ص ) ما و پيامبران ديگر كه پيش از او بوده‌اند و اخبار آن حضرت از اينكه خاتم پيامبران است .

گروه زيادى از محدثان از جابر بن عبد الله روايت مىكنند كه مىگفت پيامبر مىفرمود مثل من و پيامبران گذشته كه پيش از من بوده‌اند مثل آنست كه مردى خانه‌اى بسيار خوب و پاكيزه ساخته باشد و آن را كامل نموده باشد بجز يك آجر ، مردم وارد خانه مىشوند و مىگويند جاى تعجب است ، اى كاش اين يك آجر هم فرش شده بود ! من بجاى آن تك آجرم كه آمدم و نبوت به من ختم گرديد . اين روايت را بخارى و مسلم هر دو استخراج كرده‌اند . و با الفاظى نزديك
هامش
[ ( 1 - ) ] راوى روايت فوق عبد الله بن مسعود است ، براى اطلاع بيشتر مراجعه فرمائيد به ص 49 ج 3 تفسير مجمع البيان طبرسى چاپ بيروت 1379 قمرى .