( 1 ) اين صورت نقل شده است : پيامبر داراى قامتى متوسط بود ، نه بى اندازه بلند و نه كوتاه سنگين وزن هم نبود ، عقيدهء عمومى اين بود كه متوسط القامه است ، چون تنها راه ميرفت به كسى شبيه نبود ولى اگر ميان كسانى كه بلند قامت بودند حركت مىكرد بلندقامتتر از آنها به نظر ميرسيد و چون از آنها جدا مىشد همچنان داراى قامت معتدل به نظر ميرسيد ، رنگ چهرهاش نه سپيد بى نمك بود و نه سيهچرده و گندمگون بلكه گلگون به نظر ميرسيد در عين حال چنان نبود كه سرخى بر رنگ او غلبه داشته باشد . [ ( 15 ) ]
ابن عمر در مسجد رسول خدا ( ص ) غالبا دربارهء پيامبر اين شعر ابو طالب را كه در وصف پيامبر سروده است ميخواند .
سپيده چهرهاى كه بحرمت او از ابر طلب باران مىشد ، پناهگاه يتيمان و پشتوانهء بيوه زنان است .
هر كس كه اين شعر را مىشنيد مىگفت آرى اين چنين بود . بعضى از كسانى كه پيامبر را توصيف كردهاند ، گفتهاند رنگ چهرهاش سرخ بوده است .
اينها هم تا حدودى درست مىگويند البته آن قسمت از پوست پيامبر كه در معرض تابش آفتاب و جريان باد قرار داشت گلگون مينمود امّا آنچه كه زير جامه بود سپيد بوده است و البته پوستهاى سپيد در اثر تابش آفتاب و وزش بادهاى گرم سرخ رنگ مىشود ، عرق چهره و بدنش همچون مرواريد و بسيار خوشبو بود مويش صاف بود هنگامى كه آنها را شانه ميزد موجى همچون موج ريگزارهاى نرم و يا موج آبگير بر موهاى او ديده مىشد ، بهنگام شانه كردن گاهى موهايش به يكديگر متصل مىشد در اوائل موهاى جلو پيشانى خود را تا نزديك چشم آويخته مىداشت ، جبرئيل او را از اين كار منع نمود و در اواخر سر خود را مىتراشيد بلندى موى سرش تا حدود ابروهايش بود ، بعضىها هم گفتهاند كه موى او تا دوشش ميرسيده است ولى عقيدهء بيشتر اين است كه موهايش تا لالهء گوشش بوده
هامش
[ ( 15 - ) ] در متن عربى كتاب ، يكى دو صفحه به توضيح لغات اختصاص يافته است كه چون در ترجمه از آن استفاده شد از نقل آن خوددارى گرديد در عين حال با كمال فروتنى از اينكه ممكن است اين ترجمه چندان هم درست صورت نگرفته باشد معذرت مىخواهم .