تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشريعة ( فارسي ) — صفحة 148

مساهمون:

ص١٤٨
( 1 ) هيچكس را سرزنش نميكرد و بر كسى خرده نميگرفت و در جستجوى معايب كسى نبود ، فقط در مواردى كه اميد ثواب و اجر بود تذكر مىداد و صحبت مىكرد . و چون پيامبر صحبت مىكرد همنشينان او چنان سكوت مىكردند كه گوئى مرغ بر سر ايشان نشسته است ، چون سكوت مىفرمود اصحاب صحبت مىداشتند و هرگز در حضور پيامبر ستيزه و نزاع در بحث نداشتند ، اگر اصحاب مىخنديدند او نيز تبسم مىفرمود و اگر از چيزى تعجب مىكردند او هم اظهار تعجب مىكرد ، افراد غريب و بيگانه را خوب تحمل مىكرد و سخن ايشان را به تمام مىشنيد و به خواسته‌هاى آنها گوش فرا ميداد گاهى اصحاب آن اشخاص را متوجه طول گفتارشان مىكردند ، پيامبر به اصحاب مىگفت هر گاه نيازمندى را مىبينيد نياز او را بر آوريد ، هرگز از كسى ستايش نمىخواست مگر اينكه كار نيك را با نيك جبران كنند ، سخن هيچ كس را بدون ضرورت قطع نميكرد و در آن صورت معمولا بر ميخاست و يا او را از سخن گفتن نهى ميفرمود ( مثلا اگر كسى در حضورش غيبت مىكرد ) . امام حسين ميگويد از پدرم على ( ع ) دربارهء سكوت پيامبر پرسيدم فرمود در حالت سكوت بسيار بردبار بود و مىانديشيد و بفكر پرهيز از گناهان بود سكوت خود را هم در ميان جمع بطور يكسان به همه اختصاص ميداد بدين معنى كه مثلا در حالت سكوت به گفتار همه توجه مىفرمود ، بردبارى و شكيبائى در او جمع بود ، چيزى او را بخشم نميآورد و دلگيرش نمىكرد ، در چهار مورد سخت پاى بند بود ، انجام كارهاى پسنديده تا سر مشق ديگران باشد دورى از همهء كارهاى زشت تا با عمل خود مردم را نهى از ارتكاب ناشايست فرمايد ، انديشه دربارهء كارهايى كه بصلاح امت اسلامى باشد ، و قيام به آنچه كه موجب خير اين جهان و آن جهان مسلمانان باشد ، صلوات الله و سلامه عليه . ابو عبد الله حافظ مىگفت كه راويان او اين حديث را در سال 209 از على بن جعفر بن محمد هم شنيده‌اند و اين على بن جعفر در سال 210 هجرى در گذشته است : از عايشه و همچنين از امام جعفر بن محمد ( ع ) روايتى دربارهء پيامبر به