تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشريعة ( فارسي ) — صفحة 147

مساهمون:

ص١٤٧
( 1 ) و ميانه رو بود ، هيچگاه از اين مسأله كه مردم دچار غفلت و يا از كارى خسته نشوند غافل نبود ، در هر حال براى كار آمادگى داشت ، هرگز پا را از حق فراتر نميگذاشت و در عين حال در مورد حق فرو گذار هم نبود ، كسانى از مردم كه خيرخواه‌تر بودند در نظر او برگزيده‌تر بودند و كسانى كه مساوات و برابرى را بيشتر رعايت مىكردند پيش او گرامىتر بودند ، هيچگاه بدون ذكر نام خدا نه در جائى مىنشست و نه از جائى بر ميخاست ، در مجالس جايگاه معينى نداشت و از اين كار منع مىفرمود ، چون به گروهى ميرسيد همانجا كه رسيده بود مىنشست و به اين كار ديگران را هم دستور فرموده بود ، در مجالس رعايت حال همه را مىكرد و حق همگان را ملحوظ مىداشت ، هرگز طورى رفتار نميكرد كه كسى تصور كند ديگرى بر او مقدم است ، هر كس براى بيان حاجتى پيش پيامبر مىآمد ، تا هنگامى كه نميرفت حوصله و شكيبائى مىفرمود ، تلاش مىفرمود حوائج و خواسته‌هاى مشروع را بر آورد و اگر نمىتوانست با گرفتارى كوتاه و پسنديده معذرت خواهى مىكرد ، اخلاق خوش و گشاده‌رويى او چنان بود كه همهء اصحاب او را چون پدر خويش مىدانستند ، همهء اصحاب در برابر حق در نظر رسول خدا يكسان بودند ، مجلس او سرا پا حكمت و بردبارى و صبر و شكيبائى بود ، صداها در حضورش بلند نمىشد و هيچكس مطلبى را رد يا تصديق نميكرد ، هيچگاه در سخن پيامبر زلّت و لغزشى ديده نشد برترى اصحاب حتى در مجلس پيامبر هم فقط به تقواى ايشان بستگى داشت ، همه در محضر او فروتن بودند ، سالخوردگان را محترم مىداشتند و به خردسالان مهر ميورزيدند ، و نسبت به نيازمندان ايثار مىكردند و در حفظ يك ديگر كوشا بودند . گفتم رسول خدا با همنشينان خود چگونه بود ؟ گفت : هميشه خنده رو ، خوش خلق و ملايم بود نه ترشرو و سخت گير ، هيچگاه فرياد نمىزد و دشنام نمىداد ، عيب كسى را آشكار نمىساخت و بيهوده از كسى ستايش نمىفرمود ، از آنچه كه به آن ميل نداشت ياد نميكرد هرگز تأسف و اندوهى براى امور عادى اظهار نميفرمود ، از سه چيز بشدت پرهيز مىفرمود ، كبر و پر حرفى و كارهاى بى معنى ، سه چيز را در حق مردم بسيار رعايت مىفرمود ،