تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشريعة ( فارسي ) — صفحة 145

مساهمون:

ص١٤٥
( 1 ) كف دستش وسيع و پشتش راست بود ، انگشتانش كشيده و ظريف مىنمود و كف پايش كاملا گود بود پشت پاهايش به سمت جلو شيب داشت بطورى كه آب از روى آن بسرعت فرو ميريخت ، راه رفتن او در عين حال كه با تواضع بود تند انجام مىگرفت و در آن حال بدنش به جلو خم مىشد ، گويى در نشيب و فراز حركت مىكند ، چون روى مينمود با تمام بدن رو ميكرد ، نگاهش غالبا به زمين بود و به زمين بيشتر نگاه ميكرد تا به آسمان ، بسيار شكوهمند بود و نميشد مستقيم در چشمش نگاه كنى ، بچهره‌اش كه مىنگريستى ماه را بخاطر ميآوردى ، همواره تقدم در اسلام داشت . امام حسن مىگويد نگفتم گفتارش را توصيف كن ، گفت همواره انديشمند و ناراحت به نظر ميرسيد بجز در مورد حاجت صحبت نميكرد ، سكوتى عميق و طولانى داشت ، سخن را به بهترين وجه آغاز و با فصاحت كامل بانجام ميرسانيد ، جملات او جامع همهء معنى بود ، نسبت به هيچ كس در گفتار خود ستم روا نميداشت هرگز كسى را خوار نميفرمود ، نعمت را هر چه هم كم بود بزرگ ميشمرد و هيچ خوراكى را مكروه نميداشت ، اگر چيزى با حق معارضه مىكرد از پاى نمىنشست تا حق را يارى نمايد ، دنيا و امور وابسته به آن او را خشمگين نمىساخت ، اگر چيزى به كسى عنايت ميكرد كسى متوجه نميشد هيچگاه براى خود خشم نمىگرفت و براى خود از كسى يارى نميخواست ، چون به چيزى اشاره ميكرد با تمام كف دست اشاره مىكرد ، و بهنگام تعجب و شگفتى پشت دستش را ظاهر ميكرد و در آن حال انگشت شست دست چپ خود را با دست راست مىگرفت ، و يا با شست راست به كف دست چپ فشار ميداد ، اگر هم خشمگين ميشد گذشت مينمود ، در حالت خشنودى پلكهايش را فرو مىبست ، خنده‌اش هيچگاه از حدّ تبسم نمىگذشت ، و در اين هنگام دندانهايش چون تگرگ برّاق بود . امام حسن مىگويد اين مطالب را مدتى از برادرم امام حسين پوشيده داشتم وقتى با او در اين باره صحبت كردم معلوم شد او هم از دائى همين سؤال‌ها را كرده و چيزى فرو گذار ننموده است ، و معلوم شد كه سؤالاتى هم از على ( ع )
دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشريعة ( فارسي ) — صفحة 145 | محمود مهدوى دامغانى / أحمد بن الحسين البيهقي