تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشريعة ( فارسي ) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥
( 1 ) خود را به آسمان بر افراشته بود كه سپيدى زير بغلش را مىديدم : سماك بن حرب از جابر بن سمره روايت مىكند كه مىگفت پيامبر خنده‌اش به صورت تبسم بود ساقهاى پايش ظرافتى خاصى داشت ، وقتى كه به چشمهايش نگاه ميكردم خيال مىنمودم سرمه كشيده است و حال آنكه چنان نبود . و در روايت ديگرى آمده است كه انگشت‌هاى كوچك پاهاى آن حضرت همواره آشكار و بيرون بود . ابو عبد الرحمن سلمى از مردى از قبيلهء بلعدويه روايت مىكند كه پيامبر را ديده بود و چنين وصف ميكرد ناگاه متوجه مردى شدم ، خوش اندام ، و گشاده پيشانى ، و داراى بينى و ابروهاى ظريف از بيخ گلو تا تهىگاهش يك رشته مو رسته بود ، من او را در حالى ديدم كه دو برد كهنه پوشيده بود و به من نزديك شد و فرمود سلام بر تو :

صفت قامت پيامبر ( ص ) .

انس بن مالك پيامبر را چنين توصيف مىكرد مردى ميانه بالا بود نه بلند و نه كوتاه . بخارى هم اين حديث را آورده است . ابو اسحاق از براء بن عازب نقل مىكند كه مىگفت پيامبر ( ص ) زيباترين و خوش اخلاق‌ترين مردم بود قامتش نه بلند و نه كوتاه بود . على ( ع ) ميفرمود پيامبر نه بالا بلند بود و نه كوتاه هنگامى كه راه ميرفت اندامش متمايل بجلو مىشد همچون كسى كه از سرازيرى فرود آيد ، نه پيش از او و نه بعد از او كسى را به آن زيبائى نديده‌ام . و از عمر اطرف فرزند على عليه السّلام روايت است كه مىگفت به پدرم گفتند پيامبر را براى ما توصيف كن گفت نه كوتاه بود نه بلند بلكه به بلندى قامت نزديك‌تر بود ، دستها و پاهايش ستبر بود در سينه‌اش يك رشته موى رسته بود عرق او چون مرواريد بود چون راه ميرفت بجلو خم مىشد گويى در سر بالائى راه ميرود . يوسف بن مازن راسبى هم ميگويد كه به على عليه السّلام گفتند پيامبر را براى ما توصيف كن گفت از افراد متوسط القامه كمى بلندتر بود ، هنگامى كه همراه مردم ميآيد از همه بلندتر به نظر ميرسيد ، دست و پاى ستبر داشت و چون راه ميرفت به جلو خم ميشد مانند كسى كه در سرازيرى حركت نمايد ، عرق چهره‌اش
دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشريعة ( فارسي ) — صفحة 135 | محمود مهدوى دامغانى / أحمد بن الحسين البيهقي