تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشريعة ( فارسي ) — صفحة 130

مساهمون:

ص١٣٠
( 1 ) از عايشه روايت است كه مىگفت موهاى رسول خدا نه كم پشت بود و نه پر پشت . از ام هانى روايت است كه گفت پيامبر ( ص ) وارد مكه شد در حالى كه موى سرش به چهار طرّه بخش شده بود . از ابن عباس هم روايت شده است كه پيامبر در مواردى كه هنوز امرى دريافت نكرده بود با اهل كتاب موافقت مىفرمود ، اهل كتاب موهاى خود را مىآويختند و مشركان موهاى خود را جمع مىكردند ( فرق باز مىكردند ) پيامبر در آغاز موى جلوى سر خود را آويخته مىداشت و بعدها آن را جمع مىكرد . اين حديث را بخارى هم روايت كرده است . زهرى هم از انس روايت مىكند كه پيامبر مدتى موى پيشانى خود را آويخته مىداشت و سپس آنها را جمع كرد . عروة بن زبير از عايشه نقل مىكند كه مىگفت گاهى موهاى پيامبر را مىآراستم قسمتى از موهاى سر را جمع ميكردم و بخشى از موهاى او را بر پيشانى او آويخته مىگذاشتم . ابن اسحاق مىگويد معلوم نيست كه اين طرز آرايش بواسطهء اين بود كه پيامبر از جمع كردن مو و جامه به طرف بالا نهى فرموده است و يا شيوهء مخصوصى بوده است ، امام محمد بن جعفر كه فقيه بزرگوارى است مىگفت اين شيوه ، شيوهء پيامبران است و مسيحيان هم آن را رعايت مىكردند . از انس بن مالك روايت شده است كه گفت چون پيامبر رمى جمره فرمود و قربان انجام داد ، سلمانى بخش راست سرش را تراشيد و همه موهاى آن بخش را ابو طلحه برداشت آنگاه سمت چپ سرش را تراشيدند و دستور فرمود كه ميان مردم تقسيم نمايند . اين حديث را مسلم هم در صحيح خود آورده است .

صفت موى سپيد حضرت پيامبر و رواياتى كه دربارهء خضاب كردن او آمده است . 20

انس بن مالك مىگويد هنگامى كه رسول خدا رحلت فرمود در سر و ريش او فقط بيست تار موى سپيد بود . ربيعه كه يكى از راويان اين حديث است . مىگويد من تار مويى از پيامبر ديدم كه سرخ بود گفتند از اثر بوى خوش و عطر