تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشريعة ( فارسي ) — صفحة 131

مساهمون:

ص١٣١
( 1 ) است . اين حديث را مسلم و بخارى هر دو آورده‌اند . و از زهرى هم روايت شده است : از محمد بن سيرين روايت است كه گفت از انس بن مالك پرسيدم آيا پيامبر ( ص ) خضاب مىكرد ؟ گفت پيامبر صلوات الله عليه فقط چند موى سپيد داشت . مسلم و بخارى هم اين حديث را نقل نموده‌اند . از ثابت هم روايت شده است كه گفت از انس پرسيدم آيا پيامبر خضاب مىكرد ؟ گفت پيامبر هرگز آن قدر موى سپيد نداشت كه محتاج به خضاب باشد ، و اگر ميخواستى مىتوانستى موهاى سپيد او را بشمرى ، اما ابو بكر با حنا خضاب مىكرد . بطريق ديگر هم اين روايت را از انس نقل شده است با اين تفاوت كه اگر ميخواستى موهاى سپيد سر او را بشمرى مىتوانستى و ابو بكر با حنا و سرمه و عمر فقط با حنا خضاب ميكرد . مسلم اين حديث را در صحيح خود آورده است . باز از انس پرسيدند كه آيا موى پيامبر سپيد شده بود ؟ گفت نه خداوند متعال موى پيامبر را سپيد نكرد در تمام سر او هفده تا هيجده تار موى سپيد شده بود . قتاده هم از انس روايت مىكند كه پيامبر ( ص ) خضاب نفرموده زيرا كمى از موهاى چانه و كمى هم كنار شقيقه‌ها و كمى هم از سر او سپيد شده بود . زهير از ابى جحيفه روايت مىكند كه مىگفت پيامبر ( ص ) را ديدم كه موى چانه‌اش سپيد است به او گفته شد تو در آن موقع چند ساله بودى و مثل چه كسى بودى ؟ گفت من تير مىتراشيدم و به آن پر ميزدم . از عبد الله بن بسر سلمى هم روايت است كه مىگفت پيامبر را ديدم گفتند آيا پيرو داراى موى سپيد بود ؟ گفت فقط در چانهء او چند تار موى سپيد ديده مىشد . از جابر بن سمره هم روايتى دربارهء موى سپيد پيامبر رسيده است كه مىگفت اگر پيامبر روغن ميزد ديده نميشد و هر وقت روغن نزده بود موهاى سپيد ديده مىشد ، روايت ديگرى هم از همين جابر نقل شده است كه گفت در سر و
دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشريعة ( فارسي ) — صفحة 131 | محمود مهدوى دامغانى / أحمد بن الحسين البيهقي