( 1 ) همچنين على بن احمد بن عبدان با اسناد خود از انس روايت مىكند كه پيامبر مىگفت :
« من در خانه و كنار افراد خانوادهام بودم كه فرشتهاى پيش من آمد و مرا كنار چاه زمزم برد و سينهام را شكافت آنگاه با آب زمزم اندرون سينهام را شست و طشتى زرين كه از ايمان و حكمت انباشته بود آوردند و سينهء مرا از آن پر كردند ، انس مىگويد پيامبر ( ص ) جاى آن را بما نشان داد و فرمود فرشته مرا به آسمان برد » .
انس در دنبالهء اين حديث موضوع معراج را آورده است . اين حديث را هم مسلم در صحيح نقل كرده است ، و حديثى هم به همين معنى و با تفاوت لفظ از طريق ابو ذر و صعصعه از پيامبر نقل شده است ، احتمال دارد كه مسألهء شق صدر دو مرتبه صورت گرفته باشد ، يك مرتبه در دوران طفوليت و نزد حليمه و مرتبهء ديگر در مكه پس از بعثت در شب معراج ، و خدا داناتر است .
علاوه بر حليمه سعديّه ، ثويبه كنيز ابو لهب نيز مدتى پيامبر ( ص ) و ابو سلمهء مخزومى را شير داده است ، از ام حبيبه دختر ابو سفيان روايت شده است كه به رسول خدا گفتم چقدر خوب است كه خواهر مرا هم بگيرى ، فرمود مگر اين مسأله مورد علاقهء تست ؟ گفتم آرى من كه براى تو چيزى نيستم بعلاوه دوست ميدارم كه خواهرم هم به اين خير و افتخار شريك باشد ، پيامبر فرمود خواهر تو بر من حلال نيست ، من گفتم خوب شنيده بودم كه ميخواهى با درة دختر ابو سلمهء مخزومى ازدواج كنى فرمود او هم بر من حرام است زيرا دختر برادر رضاعى من است ، ثويبه من و ابو سلمه را با هم شير داده است ، و توجه داشته باش كه از اين پس خواهران و دختران خود را كه از شوهرهاى ديگر داشته باشيد به من عرضه نكنيد .
مىگويند پس از مرگ ابو لهب او را در خواب به حالت بسيار بدى ديدند ، و به او گفتند چه بر سرت آمده است ، گفت پس از جدائى از شما ديگر روى آسايش را نديدهام فقط اين قسمت از انگشت ابهام و وسط من كه قلم را گرفت و آزادى ثويبه را نوشت از عذاب و شكنجه در امان است .
ام ايمن هم عهدهدار پرستارى رسول خدا بود . انس بن مالك مىگويد
دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشريعة ( فارسي ) — صفحة 110
مساهمون: محمود مهدوى دامغانى
ص١١٠