تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ألفية ابن مالك ( فارسى ) — صفحة 73

مساهمون:

ص٧٣

مبتداى وصفى و خبر :

1 - هردو مفرد مانند هل قائم زيد . در اين‌جا جايز است اوّلى مبتدا و يا خبر مقدّم باشد . 2 - هردو تثنيه و يا جمع مانند أقائمان الزيدان . در اين‌جا صفت خبر مقدّم و اسم مبتداى مؤخّر است . 3 - در افراد و تثنيه و جمع اختلاف دارند مانند : قائم الزيدان . در اين‌جا اوّلى مبتدا و دوّمى خبر است . عامل رفع مبتداء ، يك عامل معنوى بنام ابتدائيت است ، امّا عامل رفع خبر ، يك عامل لفظى يعنى مبتدا است . تعريف خبر : آن جزئى از كلام كه تمام‌كنندهء فائدهء كلام است .

خبر

1 - مفرد : جامد : خالى از ضمير رابط است . مشتق : حاوى ضمير رابط است . 2 - جمله 3 - شبه‌جمله ( ظرف يا جار و مجرور ) : اين‌چنين خبرى بايد متعلّق داشته باشد .

خبرى كه جمله است :

الف - محتاج رابط :

1 - داراى ضمير رابط است ، مانند : زيد ابوه قائم . 2 - داراى اسم اشاره كه براى اشاره به مبتدا است ، مانند : لباس التّقوى ذلك خير . 3 - لفظ مبتدا در آن جمله تكرار شده است ، مانند : القارعة ما القارعة . 4 - در آن عمومى است كه مبتدا تحت آن عموم قرار دارد ، مانند :
إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ إِنَّا لا نُضِيعُ أَجْرَ مَنْ أَحْسَنَ عَمَلًا
.

ب - بىنياز از رابط :

وقتى كه خبر در معنا ، همان مبتدا باشد ، مانند : نطقى اللّه حسبى . ظرف زمان مگر در صورتى كه مفيد فائده باشد ، نمىتواند خبر براى اسم ذات واقع شود ظرف زمان در دو صورت مفيد فائده است و مىتواند خبر براى اسم ذات واقع شود ، نخست اين‌كه مبتدا عام و ظرف زمان خاص باشد ، مانند : نحن فى شهر كذا . ديگر اين‌كه مبتدا در حكم اسم معنا باشد ، مانند : الورد فى ايّار .