114
و اوّل مبتدأ و الثّاني * فاعل اغني في اسار ذان
استيناف ، مبتدا ، خبر ، عاطفه ، مبتدا ، خبر ، فعل فاعل جمله صفت فاعل ، متعلّق به اغنى ، مجرور « فى » قول محذوف است ، همزهء استفهام ، مبتدا ، فاعل سدّ مسدّ خبر اين جملهء اسميّه مقول قول محذوف است ( اغنى فى قولك : أسار ذان ) .
اوّلى مبتدا و دوّمى فاعلى است كه بىنياز كرده است ( از خبر ) در قول شما : أسار ذان ( آيا دوندهء در شب هستند آن دو ) .
115
و قس و كاستفهام النّفي و قد * يجوز نحو فائز اولو الرّشد
عاطفه ، فعل امر و فاعل مفعول و متعلّق آن محذوف است ( و قس على ذلك ما أشبهه ) ، عاطفه ، متعلّق به عامل مقدّر خبر مقدّم ، مبتداى مؤخّر ، عاطفه ، حرف تقليل ، فعل مضارع ، فاعل ، مبتدا ، مضاف و مضاف اليه فاعل سدّ مسدّ خبر اين جملهء اسميّه مقول قول محذوف ( نحو قولك فائز اولو الرّشد ) .
و قياس كن بر آن شبيه به آن را و نفى مثل استفهام است و گاهى جايز مىشود مثل فائز اولو الرّشد ( رستگارند صاحبان هدايت ) كه در آن صفت مبتدا قرار گرفته و خبر آن فاعل و جانشين آن است ، در اينجا لازم نيست نكره بعد از نفى و يا استفهام به كار رفته باشد .
116
و الثّاني مبتدا و ذا الوصف خبر * ان في سوى الافراد طبقا استقرّ
استيناف ، مبتداء ، خبر ، عاطفه ، اسم اشاره محلّا مرفوع مبتدا ، بدل يا عطف بيان و يا نعت اسم اشاره ، خبر ، حرف شرط ، متعلّق به استقرّ ، الافراد مضاف اليه ، حال براى ضمير در استقرّ ، فعل ماضى محلا مجزوم فعل شرط فاعل آن ضمير مستتر است . جواب شرط محذوف است ( فالثان مبتدا ) .
دوّمى مبتدا ( مؤخّر ) است و آن صفت خبر ( مقدّم ) آن است ، اگر در غير از افراد ( يعنى در تثنيه و جمع ) قرار بگيرد در حالى كه مطابق مابعد خودش است ( مانند أقائمان الزيدان