اسم يصير ، عاطفه ، عطف به مضاف ، لفظ « ال » مضاف اليه ، متعلّق به عامل مقدّر خبر براى مبتداى محذوف ( ذلك كائن كالعقبه )
گاهى مىشود علم در اثر غلبه پيداكردن اسم مضاف ( مانند ابن عباس ) و يا اسم ال دار ، مانند العقبه ( نام سرزمينى ) .
112
و حذف ال ذى ان تناد او تضف * اوجب و فى غيرهما قد تنحذف
استيناف ، مضاف و مضاف اليه مفعول به مقدّم اوجب ، اسم اشاره محلا مجرور نعت ال ، حرف شرط مضارع مجزوم شرط فاعل آن ضمير مستتر ، عاطفه ، مضارع مجزوم عطف به تناد ، فعل امر و فاعل جواب شرط به قرينه آن محذوف است و يا اينكه جملهء اوجب با فاعلش جزاى شرط باشد كه در اين صورت فاء جزائيه به ضرورت شعرى حذف شده است ، عاطفه ، متعلّق به تنحذف ، حرف تقليل ، فعل فاعل .
حذف ال اين ال ( داخل شده بر علم ) را اگر ندا كنى ( يعنى آن علم را منادا قرار دهى ) و يا اضافه كنى ، واجب بدان و در غير از اين دو مورد حذف مىشود ( اين ال ) ، مانند يا و مدينة الرّسول .
چكيده بحث معرفه به ال
در اين اختلافنظر وجود دارد كه آيا مجموع ال حرف تعريف است و يا فقط نظر مهم در باب همزه وصل اشعار به گزينش قول دوّم دارد .
اقسام ال :
در اين اختلافنظر وجود دارد كه آيا مجموع ال حرف تعريف است و يا فقط نظر مهم در باب همزه وصل اشعار به گزينش قول دوّم دارد .