تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ألفية ابن مالك ( فارسى ) — صفحة 401

مساهمون:

ص٤٠١
حرف ( كه بعد از الف باشد ) و يا به دو حرف فاصله شده باشد ( به ترتيب مانند ناصح ، واثق ، مواثيق ) . 908
كذا اذا قدّم ما لم ينكسر * او يسكن إثر الكسر كالمطواع مر
متعلق به يمال محذوف ، ظرف متعلق به جملهء مابعد خود ، ماضى مجهول و نايب فاعل ، مصدريه ظرفيّه ، فعل و فاعل ، عاطفه ، عطف به ينكسر ، ظرف متعلق به به يسكن ، مضاف اليه ، حرف جرّ و قول محذوف مجرور آن متعلق به محذوف خبر براى مبتداى محذوف ، مفعول مقدم ، فعل امر و فاعل جمله مقول قول . همچنين ( بازمىدارد حرف استعلاء را از اماله ) وقتى كه مقدم داشته شود حرف استعلاء ، مادام كه مكسور نباشد و يا ساكن نشود و بعد از كسره نباشد مثل المطواع مر . 909
و كفّ مستعل و را ، ينكفّ * بكسر را ، كغارما لا اجفو
عاطفه ، مبتدا ، مضاف اليه ، عطف به مستعل ، فعل و فاعل جمله خبر ، متعلق به مضارع ، مضاف اليه ، كاف حرف جرّ و قول محذوف مجرور آن الخ ، مفعول مقدم ، مضارع منفى و فاعل . و جلوگيرى حرف استعلاء و راء ( از اماله ) ، بازداشته مىشود به سبب مكسور شدن راء مثل غارما لا اجفو ( كه وجود حرف غين كه حرف استعلاء است به خاطر وجود حرف مكسور پس از الف مانع از امالهء آن نيست ) . 910
و لا تمل لسبب لم يتّصل * و الكفّ قد يوجبه ما ينفصل
عاطفه ، فعل نهى و فاعل ، متعلق به فعل نهى ، فعل جحد و فاعل جمله صفت براى سبب ، عاطفه ، مبتدا ، حرف تقليل ، فعل و مفعول ، موصول فاعل جمله خبر ، فعل و فاعل جمله صله . و اماله نكن الف را به سببى كه متصل نيست ( مثل لزيد مال كه ياء و كسره در يك كلمه و الف در كلمهء ديگر است ) و جلوگيرى از اماله گاهى سبب آن مىشود ، سببى كه منفصل از