جار و مجرور متعلق به عامل مقدّر خبر مقدم ، موصول مبتداى مؤخر ، فعل و مفعول ، فاعل ، مضاف اليه جمله صله ، متعلق به مضارع ، ظرفيه شرطيه ، ماء زائده ، فعل ناقص و اسم ، خبر كان ، مضاف اليه .
همچنين است ( در امالهء فتحهء يك حرف ) فتحهاى كه به عقب درمىآيد آن را هاء تأنيث در وقف ، اگر باشد مفتوح غير الف ( مانند رحمة ) .
چكيدهء بحث اماله
اماله : اداءكردن الف به صورت ياء و فتحه به صورت كسره .
مواضع امالهء الف :
1 - الف منقلب از ياء و در آخر كلمه و يا قبل از تاء تأنيث ، مانند هدى و فتاة .
2 - الفى كه در آخر كلمه بوده و حرف ياء در بعضى از تصاريف آن ، جانشين آن مىشود ، مانند ملهى .
3 - الف بدل از واو يا ياء عين الفعل و فاء الفعل در وقت اسناد به ضمير رفع متحرك ، مكسور شود ، مانند خاف .
4 - الف قبل از ياء مفتوحه ، بابعت .
5 - الف بعد از ياء ، بيان .
6 - الف قبل از كسره ، عالم .
7 - الف بعد از حرف مكسور ، درهماك .
حروف استعلاء : خ ، ص ، ض ، ط ، ظ ، ع ، غ ، ق .
راء و حروف استعلاء مانع از امالهء الف هستند . اين در صورتى است كه سبب اماله ، كسره و ياء ظاهر باشد مثل داخل و بياض .
راء در صورتى مانع از اماله است كه متصل به الف و غير مكسور باشد مثل راشد .
حروف استعلاء در صورتى مانع از اماله است كه بعد از الف و متصل به آن باشد مثل داخل .
اگر سبب اماله و الف در دو كلمه باشند ، الف اماله نمىشود ، مثل لزيد مال .
گاهى الف به خاطر تناسب با الف امالهاى كه قبل و يا بعد از آن وجود دارد ، اماله مىشود ، مانند رايت عمادا .
الف در حروف و اسم مبنى ، اماله نمىشود مگر در هاء و ضمير نا مثل بنا و بها .